تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٧
[٥] آتش آن گودالها كه در زمين پديد آورده بودند، افروخته بود و قربانيان را به سرعت مىسوزاند و هلاك مىكرد.
/ ٤٧١ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ- آن آتش با افروختگى.» جرايم گردنكشان بسيار هولناك بود، و چگونه توانستند به زشتترين اسلوبها متوسل شوند تا چند روز بيشترى بر مسند حكومت باقى بمانند ... آيا اين گونه كسان مستحق آتش فروزان جهنم نيستند؟
[٦] منظره انسان بىگناه و افتادهاى كه به آتش مىسوزد و فرياد يارى خواستن براى خلاصى از آتش بر مىدارد بدون آن كه احدى به يارى او برخيزد، بسيار هولناك و جانكاه است، آن هم كسانى كه ممكن است به صورت پير مردى سالخورده يا جوانى تازه به جوانى رسيده يا زنى ناتوان يا حتى كودك بسيار خردسال بوده باشند! چه سخت است دلهاى طاغيان و پيروان ايشان كه در پيرامون آتش حلقه زده بودند و به سوختن مؤمنان در ميان آتش نگاه مىكردند! به حق بايد گفت كه كفر آدمى را مسخ مىكند، و طغيان او را به صورتى در مىآورد كه از جانور درنده هم بدتر است.
إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ- در آن هنگام كه نزديك آتش نشسته بودند.» [٧] مردمان را به اجتماع مخصوص مشاهده اعدام گروهى مؤمنان دعوت كردند، تا عذاب مؤمنان را نظاره كنند، و اين عذاب دادن مايه عبرت كسانى شود كه پس از ايشان خواهند آمد و هيچ كس جرأت آن نداشته باشد كه با اين سلطان مسلط بر مردم در انديشه مخالفت بيفتد.
وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ- و آنان شاهد و گواه بر آنچه بر سر مؤمنان مىآوردند بوده باشند.» اين جنايت هولناكى است كه در روشنى نور و از روى عمد و قصد صورت مىگرفت و سفيهى با اين عمل خود ملكوت پروردگار را به چالش مىطلبيد، در حالى كه بر وقوع اين گناه بزرگ گروهى از مردم گواه و ناظر بودند ... گمان