تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - شرح آيات
است كه: «نزول قرآن بر گونه مقصودم تويى و تو اى همسايه آن را بشنو است* اياك أعنى و اسمعى يا جارة.» [٢٨] پس اين آيه دليل بر آن نيست كه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- نمىدانسته كه علّيّون چيست، و چگونه ممكن است چنين بوده باشد در صورتى كه آن را براى ما معنى و تفسير كرده است، بلكه اساسا اين جمله دلالت بر نفى علم به اين مقام به اندازه دلالت بر اين كه آن مقامى عظيم است ندارد، و خدا دانا است.
[٢٠] و در اين مقام شامخ وجود دارد
كِتابٌ مَرْقُومٌ- كتابى رقم زده.» گفتند: اين جمله حكايت از نامه عمل ابرار دارد، و آن كتابى است كه به صورت واضح و روشن نوشته شده و هيچ ابهام و پيچيدگى در آن وجود ندارد، و ممكن است كه اين جمله تفسيرى براى علّيّون بوده باشد، به اعتبار اين كه كتابى برتر و بالاتر است، از آن روى كه اعمال صالح در آن نگاشته شده، و خدا دانا است.
[٢١] مقربان از بندگان خدا گواهانى بر اين كتاب كريمند، پس به آن شادمان مىشوند و براى صالحان طلب آمرزش مىكنند تا به حسنات بيشتر دست يابند.
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ- مقربان درگاه آن را مشاهده مىكنند.»/ ٤٢٣ تنها حضور مقربان در نزد كتاب كرامت و گواهى ايشان بر آن است، و لذا شهادت در اين جا به معنى حضور و توقيع است، و اما مقربان- بنا بر آيه بعد- گروهى از آدميزادگاناند كه مىخورند و مىآشامند، و آنان همان كساناند كه آيات سورة الواقعة از آنان بدين گونه ياد كرده است وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ، و شهادت آنان را خدا با اين گفته بيان كرده است وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ. [٢٩]
[٢٨] - بحار الانوار، ج ٩٢، ص ٣٨٢.
[٢٩] - النحل/ ٨٩.