تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٢ - شرح آيات
روز هولناك براى آن كس كه در زندگى دنيا فكرى براى آن نكرده باشد! اما بر پا خاستن مردمان در برابر پروردگار جهانيان، سخت هراسناك است، و انديشه را قدرت تصور آن لحظه نيست كه اين آفريده متناهى در ضعف و مسكنت در برابر جبار آسمانها و زمين ايستاده است؛ آيا اين را نخواندهاى كه اسرافيل، بزرگترين فرشتگان، چندان در برابر هيبت پروردگار خرد و ضعيف مىشود كه به كوچكى گنجشكى مىرسد- چنان كه در آيه ٢٣ از سورة التكوير ذكر آن گذشت- پس من بنده مسكين مستكين ضعيف حقير در برابر پروردگار صاحب همه قدرت و عظمت چه مىتوانم باشم؟!/ ٤٠٩ قرآن بدين گونه ما را به اين حقايق آشنا مىكند و پس از گفتن اين كه
أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ما را به ياد ساعت مىاندازد و مىگويد
لِيَوْمٍ عَظِيمٍ- براى روزى بزرگ.» آثار او در آسمانها و زمين چندان بزرگ است كه اينها از آن عظمت بيمناك شدند، و اگر پرهيز از اهوال آن روز با عمل نيك فراهم نيايد، با چه چيز مىتوان به امن و امان رسيد، آن هم در روزى كه آسمانها مىشكافد و كوهها به صورت سراب در مىآيد، و زمين متزلزل و لرزان مىشود؟! [٦] بزرگترين اين اهوال قيام مردمان در برابر پروردگار جهان است ...
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ- آن روز كه مردمان براى پروردگار جهانيان بر سر پا مىايستند.» قلب بشرى، در آن هنگام كه پروردگار اندكى از نور عطف و مهربانى خود بر آن مىتاباند، نزديك است كه شكافته شود، و اينك بايد تصور كرد كه چگونه چنين قلبى مىتواند در برابر كيفر و زجر خداوندى مقاومت كند؟! در حديث مأثور از پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله- آمده است كه: «در روزى به اندازه پنجاه هزار سال، بعضى را عرق چكيده از تنشان تا مچ پا مىرسد، و بعضى را تا زانو، و بعضى را تهيگاه، و بعضى را تا سينه، و بعضى را تا گوشها و
تفسير هدايت، ج١٧، ص: ٤١٣كسانى را چندان فرا مىگيرد كه در آن همچون قورباغه پنهان مىمانند». [١٢] ولى مؤمنان از سختيها و هراسهاى قيامت در اماناند، و در حديث مأثور از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلم- آمده است: «كار بر مؤمن چندان سبك مىشود كه سبكتر از نماز روزانه دنيا به نظر مىرسد». [١٣]/ ٤١٠ آخرين سخن: مؤمن در دنيا به قيامى بر مىخيزد كه به قيام وى در آخرت مدد مىرساند، مگر خداوند سبحانه و تعالى در آياتش به اين قيام فرمان نداده است
وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ ...، [١٤] و أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ. [١٥] [٧] ولى آن تبهكاران گمان نداشتند كه ناگهان به آن خواهند رسيد، و به همين سبب كتاب و نامه ايشان در زندانى چنان محفوظ است كه امكان تغيير دادن آن وجود ندارد، و آن نامهاى است كه هيچ ابهام و تزويرى در آن ديده نمىشود.
كَلَّا چنان مىنمايد كه معنى كَلَّا در اصل نفى مؤكد است و چنان است كه گويى مىگويد: هرگز نه، ولى در اين سياق معنى منع و زجر مىدهد و حقايق ياد شده پيش از آن را تأكيد مىكند، و چنان است كه تكذيب آنها را در معرض نفى قرار مىدهد، و به همين جهت بعضى گفتهاند كه كَلَّا در اين جا به معنى حقا است، و از ابن عباس معنى آن چنين آمده است: چرا باور نمىكنيد.
إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ- نامه فاجران در زندان است.» سجّين چيست؟ ظاهرا مبالغهاى در سجن به معنى زندان است، يعنى در جايى قرار دارد كه دست دزدى و تزوير به آن نمىرسد. پس كتاب چيست؟ با وجود اين كه كتابهاى فراوانى وجود دارد كه در آنها اعمال بندگان ثبت مىشود، و زمين مىنويسد، و آسمانها تصويربردارى مىكنند، و اشياء طبيعى آثار عمل را
[١٢] - القرطبى، ج ١٩، ص ٢٥٥.
[١٣] - همان جا.
[١٤] - البقرة/ ٢٣٩.
[١٥] - سبأ/ ٤٥.