تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - شرح آيات
ولى، در گروه بعدى مفسران، تعبير «درباره فلان نازل شد» اشاره به اين است كه به فلان مناسبت نازل شده بوده است.
درباره آنچه به آيات اين سوره مربوط مىشود، قرطبى گفته است: اهل تفسير بر اين اجماع دارند كه: گروهى از بزرگان قريش در نزد پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- بودند كه اميد اسلام آوردن ايشان مىرفت، پس عبد اللَّه بن امّ مكتوم بر پيامبر وارد شد، و پيامبر آمدن او را از آن روى ناخوش داشت كه مبادا كلام او را قطع كند و از او رويگردان شد و اين آيه نازل شد. [٢] و جناب مكارم در تفسير خود «نمونه» چنين آورده است: آنچه در ميان مفسران شهرت دارد (از شيعه و سنى) چنين است، ولى او حديثى را از امام صادق- عليه السلام- روايت كرده است كه مىگويد: «آن درباره شخصى از بنى اميه نازل شد» و چنين اضافه كرده است كه: در شأن رسول نيست كه در برابر هيچ يك از مردم روى ترش كند، چگونه مىتواند چنين باشد در صورتى كه پروردگار ما سبحانه و تعالى گفته است وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؟ [٣] و به نظر من آيه در شأن پيامبر نازل نشده، و مفسران به سبب دلالت آيه بر اين راه رفتهاند، و نيز به دليل روايتهاى متشابه مختلف، كه مثلا: در بعضى از آنها آمده است كه پيامبر با وليد بن مغيره بود، و در بعضى ديگر با امية بن خلف، و مجاهد گفته است كه سه نفر بودند: عتبة و شيبة- دو پسر ربيعة- و ابىّ بن خلف، و سفيان ثورى گفته است كه پيغمبر (ص) با عموى خود عباس بود.
/ ٣١٨ و بر فرض آن كه قصه راست بوده باشد، چه كس مىگويد كه مراد از آن اين است كه پيامبر روى ترش كرد، شايد يكى از مسلمانان در آن جا حاضر بود و او روى ترش كرده بوده است، و گواه آن اين است كه پروردگار ما نگفت عبست و تولّيت تا سياق به لغت خطاب بوده باشد، ولى آيا ممكن نيست كه اين از باب
[٢] - القرطبى، ج ١٩، ص ٢١١.
[٣] - تفسير نمونه.