تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٧ - شرح آيات
است، [٣] و به قولى: استخوان ناخر استخوانى است كه ميان آن تهى باشد و به سبب وزيدن بادها به آن بانگى از آن برخيزد.
[١٢] سپس به واقعيت بازگشتند و به ارزيابى ايستار انكارى خويش پرداختند و گفتند: اگر قيامت حق باشد، آنان به سبب كفر ورزيدن به آن زيانكار خواهند بود.
قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ- گفتند: بنا بر اين بازگشت بازگشتى همراه با زيانكارى است.» شايد اين گفته اعترافى از ايشان بوده باشد كه در روز قيامت به سبب آن گرفتار خواهند شد، يا انكارى بعد از يقين و لجاجتى پس از اعتراف. و به قولى: اين استهزاء و سخريهاى است.
[١٣] آنان را به حال خود واگذار تا هر چه مىخواهند بگويند. قيامت وقوع پيدا خواهد كرد، و با يك بانگ همه را ايستاده بر روى زمين صاف خواهى ديد.
فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ- آن تنها برخاستن يك بانگ است.» چنان مىنمايد كه مقصود از زجرة همان دميدن دوم در صور است كه خدا با آن مردگان را در گورها زنده مىكند.
[١٤] فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ- و ناگهان ايشان خود را در زمين هموار رستاخيز مىبينند.» ساهرة به معنى دشت و زمين صاف از آن روى بدين نام خوانده مىشود كه رونده در آن به سبب ترسى كه از جانوران درنده دارد، در آن به خواب نمىرود. و ظاهرا ساهرة به معنى روى زمين در مقابل باطن و درون آن است، از آن روى كه مردگان در باطن زمين بودند و ناگهان به ظاهر آن انتقال يافتند.
/ ٢٩٢ [١٥] حقيقتى همچون قيامت، در آن ساعت كه ساعت حساب هولناك فرا مىرسد، شايسته اين است كه درباره آن بينديشيم، بلكه پيوسته آن را نصب العين
[٣] - تفسير الجامع لاحكام القرآن، ج ١٩، ص ١٩٨.