تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٧ - شرح آيات
ذرهاى شك در آن وجود ندارد، مگر اين كه شخص ميان خود و ميان حقيقت پرده تكذيب حق را براى گريز از مسئوليت كشيده باشد، كه اگر چنين كرده باشد، واى بر او از خدا! وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ- واى بر تكذيبكنندگان در آن روز.» در آيه ملاحظه لطيفى در نزديكى گفته خدا: «يومئذ» وجود دارد كه شايسته است اشاره به روز جدايى و فصلى باشد كه سياق در سوره به آن اشاره كرده است، و آن چنين است، و علاوه بر آن، اين كلمه معنى ديگرى را به ذهن مىآورد، آن اين كه آيات الاهى متجلى شده در اين سوره ما را به آن متوجه مىسازد كه ويل مخصوص مكذّبان است، پس چه جريمه بزرگى است اين تكذيب كردن حقيقتى بزرگ همچون حقيقت غيب و قدرت و حكمت آن! و اشاره كردن به اين با لفظ «يومئذ» مترتب بر اين نتيجه به دست آمده است، چه معقول نيست كه آفريننده حكيم آخرتى را پس از دنيا مقدّر نكرده باشد، و اين از امور مسلّم اوليه حكمت است.
[٢٥- ٣٧] پس از تفكر در افقهاى نفس كه آدمى را به تسليم شدن به خدا و ايمان آوردن به روز فصل رهبرى مىكند، آيات توجه ما را به طبيعتى متوجه مىسازد كه در پيرامون ما قرار گرفته است، كه اين يك نيز نامهاى خدا و آيات راهنماى او را منعكس مىسازد.
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً* أَحْياءً وَ أَمْواتاً- آيا زمين را مسكن قرار نداديم* هم براى زندگان و هم براى مردگان؟» كفات به معنى مسكن و ظرف است، و بنا بر خبرى، امير المؤمنين (ع) در بازگشت از نبرد صفّين بر گورستانى گذشت و گفت: «هذه كفات اموات» يعنى اين مساكن مردگان است و سپس به خانههاى كوفه نگاه كرد/ ٢٢٧ و گفت: «هذه كفات الاحياء» و سپس دو آيه ياد شده را تلاوت كرد. [٣٧] در مجمع البيان آمده
[٣٧] - تفسير القمّى، ج ٢، ص ٤٠٠.