تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٦ - شرح آيات
خدا به خير و شرّى كه به آنها خواهد رسيد خبر مىدهد. و كلمه «معلوم» از جهتى حكايت از تحديد مىكند، و از جهتى ديگر از اطلاق؛ اما تحديد و محدود بودن بدان سبب كه مسير انسان در وضع طبيعى و نسبى او محكوم به دادهها و مقدرات معينى است كه براى ما امكان شناختن آنها از طريق علم و تجربه امكانپذير است، همچون زمان تقريبى به دنيا آمدن نوزاد و نظاير آن ... و اما اطلاق بدان روى كه علم يقين به هر چيز و مخصوصا به بعضى از امور مخصوص خدا است كه آن را مىداند و مقدر مىكند، و هيچ بشرى را به آن دسترس نيست.
فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ- پس اندازه را معين كرديم، و ما به خوبى بر اين كار تواناييم.» ابن جرير گفت: پس مالك شديم و ما بهترين مالكانيم، و ضحّاك گفت: پس آفريديم و از بهترين مالكانيم، [٣٤] و در التبيان چنين آمده است: يعنى آفرينش او را بر اين كه كوتاه باشد يا بلند، مرد يا زن، مقدر كرديم پس ما مقدرى خوبيم، و ممكن است معنى بدون تشديد دال (چنان كه مفسران بدين گونه نيز خواندهاند) از قدرت باشد، يعنى بر اين همه تواناييم و بر تدبير آن به خوبى قدرت داريم، و كارى را مىكنيم كه كسى جز ما از عهده آن بر نمىآيد و در آن آنچه مخصوص به مدح است حذف شده، [٣٥] و علامه طباطبايى در الميزان همين احتمال را داده و گفته است: از قدرت مقابل عجز و مقصود اين است كه بر همه اينها قادريم. [٣٦]/ ٢٢٦ آنچه من اختيار مىكنم اين است كه دو كلمه «فقدرنا» و «القادرون» در آن واحد بيان كننده دو معنىاند: يكى تقدير بنا بر حكمت و علم، و ديگرى قدرت از طريق نيرو و خواست، و به جان خود سوگند ياد مىكنم كه هر كس در آفرينش آدمى تدبر كند، دو نام حكيم و قادر را متجلى در آن به صورتى مىيابد كه
[٣٤] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٠٦.
[٣٥] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤١٧.
[٣٦] - الميزان، ج ٢٠، ص ١٥٣.