تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - شرح آيات
توده ريگ هولناكى در مىآيد، و زمينى كه گاهواره مطمئنى به شمار مىرفت گرفتار زمين لرزهاى عظيم خواهد شد، و همچنين.
وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ- و آن گاه كه كوهها بركنده و روان شوند.» گفتند: نسف البناء يعنى ساختمان را از بيخ بركند، و نسف الجبال، يعنى آنها را كوفت و ويران كرد ... و ما اين را مىفهميم كه/ ٢١٨ نسف كوههايى كه خدا آنها را به عنوان ميخهاى محكم كننده زمين آفريده بود چه معنايى دارد، پس ديگر كوهها در آن روز استقرار نخواهند داشت و همراه با مردم به جنبش در خواهند آمد و زمين قابل زندگى نخواهد بود.
اين همه بعضى از مشاهد هولناك قيامت است، و بايد با خود بينديشى كه اين آفريده ضعيف چگونه مىتواند در برابر اين اوضاع وحشتناك جهانى ايستادگى كند، و به كجا مىتواند پناه برد؟ مگر اين كه تلاشهاى صالحانه او وى را از اين همه رهايى بخشد.
[١١- ١٩] وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ- و در آن هنگام كه پيغمبران را در وقتى معين حاضر كنند.» براى آنان وقتى معين شده است كه در آن وقت در سرزمينى معين براى گواهى دادن برانگيخته مىشوند، و اين ما را به آن رهبرى مىكند كه حركت پيامبران و بعث ايشان بىدليل نيست، بلكه آنان در دنيا و آخرت بر اساس حكمتى الاهى پيشروى و عمل مىكنند، پس اگر حركت تاريخى آنان را از همه جهات و حيثيتها مورد مطالعه قرار دهيم، به اين نتيجه مىرسيم كه مبعوث شدن آنان قائم بر مجموعهاى از قوانين اجتماعى و تمدنى است، بدان گونه كه زمان بعثت پيامبر ما محمد (ص) و مكان آن، مثلا، كاملا با رسالت و نقش او مناسب بوده است، و شايد امام باقر (ع) در روايت ابو الجارود به آن اشاره كرده باشد كه گفته است
«در اوقات مختلف برانگيخته شدم». [٢٣] و به همين گونه شهادتهاى ايشان در آخرت
[٢٣] - تفسير القميّ، ج ٢، ص ٤٠٠.