تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٦ - شرح آيات
حايز منتها درجه اهميت است، از آن جهت كه روحيه تسليم به خدا را در همه بعدهاى زندگى برمىانگيزد، و سبب فعّال شدن عمل و پرهيزگارى و التزام به شرايع و روشهاى آن مىشود، پس اگر مؤمنان از پيروزى نوميد شوند، مسير جهاد و اصلاح را به تمامى نپيمودهاند، و اگر آدمى به آخرت (رستاخيز و حساب و جزا) كافر شود از چنين/ ٢١٦ التزامى به نظامها و شرايع الاهى شانه تهى كرده است، چه ايمان به سنت جزا و مكافات از دنيا تا آخرت ممتد است و همان روح مسئوليت و انضباط را در او به حركت در مىآورد.
هر كس كه به تدبر قرآن در موضوع آخرت بپردازد، ملاحظه خواهد كرد كه اين موضوع از حيث وفور مطالب و تفصيل و تأكيد از آشكارترين خصوصيات اين كتاب است و آدمى را به پرسش كردن درباره سبب و پيامدهاى آن بر مىانگيزد.
شايد مهمترين سببها آنها باشد كه از پى مىآيد
اولا: اهميت موضوع آخرت بدان سبب كه آخرت- چنان كه در جاهاى فراوان به آن اشاره كرديم- سنگ شالوده در طرز تفكر انسان مؤمن و ايمان او به شمار مىرود.
ثانيا: آخرت عالم غيبى در آينده است و اسلام چنان مىخواهد كه اين غيب در ذهن و جان مؤمنان حضور داشته باشد، و به همين سبب است كه سخن درباره آن را مفصل و متنوع و مكرر مىكند تا چنان شود كه اين غيب در نزد مؤمنان به تراز شهود برسد، و از همين جا است كه قرآن، پس از اشاره كردن به آخرت، به بيان مطلب مىپردازد و به تفصيل ما را به منظرههاى بزرگ آن متوجه مىسازد.
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ- پس چون از ستارگان روشنى آنها زدوده شود.» قمى چنين گفته است: نور آنها برود و ساقط شوند، [١٨] و علامه طوسى چنين: طمس به معنى محو شدن اثر دلالت كننده بر وجود شيء است، و طمس در ستارگان همچون طمس در كتاب است، زيرا كه سبب از بين رفتن نور و علامتهايى
[١٨] - تفسير القمّى، ج ٢، ص ٤٠٠.