تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٢ - شرح آيات
سودمندى قسم به هر دو از آنان تحقق پيدا مىكند، به همان گونه كه روى هم رفته گواهانى بر وعده خدا به شمار مىروند و سوگند خوردن به آنها صحت پيدا مىكند، و اين از عاليترين روشهاى بيان ادبى قرآن است.
فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً- و سپس سوگند به بادهاى سختى كه وزش آنها شديد است.» در التبيان آمده است: يعنى بادهايى كه به شدت مىوزند، و عصوف به معنى گذشتن باد به سختى و شدت است، [٥] و چون معنى را متوجه به فرشتگان بدانيم، عصف را مىتوان به دو گونه معنى كرد: يكى سرعت كه عرب مىگويد فرس عصوف يعنى اسب با حركت سريع؛ و علامه طباطبايى گفته كه مراد از عصف تندى سير و حركت است به استعاره از عصف باد كه مقصود از آن سرعت وزيدن است، و اشاره به سرعت سير آن به طرف آنچه براى رسيدن به آن فرستاده شده است، [٦] و وجه ديگرى براى معنى آن هلاك كردن و از بين بردن؛ رازى گفته است: يعنى اين كه آن/ ٢١٣ فرشتگان روح كافر را از تنش بيرون مىرانند، و عصف بالشيء يعنى آن را هلاك و نابود كرد؛ [٧] و عصف بهم الدهر يعنى روزگار آنان را برانداخت و از ميان برد. [٨] چنان به نظر مىرسد كه آنچه به سياق نزديكتر است، تأويل عصف به سرعت بادها در حمل باران باشد نه سرعت در هلاك كردن.
وَ النَّاشِراتِ نَشْراً- و سوگند به پراكنده كنندگان با پراكندگى.» اگر آنها را بادها بدانيم، مقصود بادهايى مىشود كه ابر را در افقها پراكنده مىسازند، و به پراكندن باران و رحمت الاهى از كشت و جز آن مىپردازند، همان گونه كه سبب بارورى و گردهريزى و پيدايش دانهها در سرزمينهاى گوناگون زمين
[٥] - التبيان، ج ١٠، ص ٢٢٣.
[٦] - الميزان، ج ٢٠، ص ١٤٦.
[٧] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٢٦٤.
[٨] - المنجد، ماده عطف.