تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٧ - شرح آيات
هر گاه كه بخواهد آنان را مىبرد و ديگران را به جاى ايشان مىآورد، پس چگونه مىتوانند خدايى را عاجز كنند كه آفريدن و فرمان دادن و زندگى و نيرومندى ايشان به دست او است؟! [٥٢] و آشكارترين نشانههاى اسارت بشر همان مرگى است كه خدا به آن بشر را مقهور كرده و آنان را در هر جا و به هر صورت كه بخواهد مىميراند و ديگران را به جاى ايشان به دنيا مىآورد بدون آن كه احدى بتواند در اراده او خللى وارد كند، بدان سبب كه در بقا يگانه است «و قهر عباده بالموت و الفناء» و بندگانش را مقهور به مرگ و نيستى كرده است. [٥٣] وَ إِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا- و اگر بخواهيم ايشان را با همانندان ايشان جانشين خواهيم كرد.» يعنى ديگرانى همچون آنان را به جاى ايشان مىآوريم، يعنى يا ايشان را هلاك يا آنان را به حاكميت مىرسانديم. و از آن روى كلمه امثال در اين جا- و در موارد مشابه- آمده است تا اشاره به صفات ايشان شده باشد، و هر كس كه- همچون ايشان- متصف به صفت عجز و ضعف و محدوديت باشد، نمىتواند به هيچ وجه خدا را عاجز كند،/ ١٩٦ چرا كه اسر ايشان به دست او است و تواناى بر تبديل كردن آنان به كسانى ديگر است، با علم به اين كه كلمه مثل دلالت بر شبيه دارد، ولى از لحاظ اوصاف و طبايع، و خدا عالم است.
بر انسانى كه مرگ ناگهان بر او وارد مىشود، بايسته است كه درباره آنچه پس از مرگ خواهد آمد بينديشد و خود را براى آن آماده سازد، كه اين كار با پيروى از حق و راه راست كه راه رسيدن به رضوان و خرسندى خداوند متعال است صورتپذير مىشود كه همه كار به دست او است و به هر چه خواهد فرمان مىدهد و بازگشت به سوى او است.
إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ- اين يك يادآورى و پند است.»
[٥٢] - الميزان، ج ٢٠، ص ١٢٣.
[٥٣] - دعاى صباح (مفاتيح الجنان).