تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - شرح آيات
حقيقى و مجازى به كار رفته است، و امّا مجازى بدان سبب كه مؤمنان در روز قيامت آرزوى پاداش و كرامت از پروردگار خويش دارند و آرزومندى خود را از همه جز از او قطع مىكنند، و ... و ... و اما حقيقى بدين معنى كه به پروردگار خويش با بصيرتها و بينشهاى خود نظر مىكنند نه با بصرها و چشمها، و اين بينايى از طريق آيات و نور او صورت پذير مىشود كه بر اثر اكرام خداوند متعال نسبت به بندگان پرهيزگار خود تجلى پيدا مىكند.
اما نظر به ذات خدا غير ممكن است، و چنين گفتارى مستلزم فرض كردن جسدى براى خدا است، و اين از فرهنگهاى مشركانهاى است كه همراه با فرهنگهاى وارداتى از جز جهان اسلام به بعضى از مسلمانان سرايت كرده است.
چگونه نظر كردن به خدا روا است در صورتى كه چشم نمىتواند همه آيات او را به تمامى احساس كند؟ آيا هيچ در آن انديشه كردهاى كه از نزديك به خورشيد نگاه كنى؟ آيا چشمت نخواهد سوخت؟ آيا هيچ شده است كه چند لحظهاى به خورشيد بنگرى؟ و خورشيد، در مقايسه با نورانيت قدس پروردگار، آيتى كوچك و متناهى در كوچكى است! خدا بر كوه تجلّى كرد و كوه فرو ريخت و به صورت زمين هموار درآمد، پس چگونه ممكن است كه اين بشر ضعيف تاب تحمل تجليات پروردگار را جز به آن اندازه كه/ ١٥٥ خداى سبحانه و تعالى بخواهد داشته باشد؟
در حديث از صفوان بن احمد آمده است كه گفت: با ابو عبد اللَّه (امام صادق- عليه السلام-) درباره آنچه از ديدن (ذات خداى عزّ و جلّ) روايت شده است سخن مىگفتم، پس گفت: «خورشيد يك جزء از هفتاد جزء از نور كرسى است، و كرسى يك جزء از هفتاد جزء نور عرش، و عرش يك جزء از هفتاد جزء نور حجاب، و حجاب يك جزء از هفتاد جزء نور سرّ، پس اگر راست مىگويند چشمان خويش را از نور خورشيدى پر كنند كه ابرى آن را نپوشانده باشد!!». [٤٥]
[٤٥] - بحار الانوار، ج ٤، ص ٤٤.