تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٩ - شرح آيات
ايراد وارد است
نخستين آنها: نهى كردن رسول (ص) از فعلى بدين معنى نيست كه از پيش چنين مىكرده است، پس اين درست نيست كه او از فراموشى بيم داشت در صورتى كه به يقين اين را مىدانست كه خدا قرآن را به او الهام مىكند و قرآن در قلب او تثبيت مىشود؛ و پيامبر اكرم ما (ص) را خدا از كارهاى فراوانى از قبيل اطاعت كافران و منافقان نهى كرد، پس آيا لازم است از اين نهى چنان بفهميم كه او فرمانبردار ايشان بوده است؟ هرگز حبيب خدا چنين نبوده است، و از اين گونه است گفته خداى تعالى يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً. [٣٨] دومين آنها: خداوند متعال براى پيامبرش (ص) بيان كرده است كه او چيزى از قرآن را فراموش نخواهد كرد و گفته است سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى، [٣٩] و گمان بردن به اين كه رسول اللَّه (ص) از فراموشى بيمناك بوده، بدين معنى است كه (و العياذ باللّه) در وعده خدا و اين گفته او شك داشته است.
سومين آنها: قرآن آشكارا انگيزه به فكر افتادن پيامبر را در شتاب ورزيدن نسبت به قرآن بيان كرده و آن را ترس وى از اين كه ممكن است اوضاع و احوال چنان شود كه جمع كردن قرآن و خواندن آن بر مردم و بيان كردن معانى آن براى ايشان ميسر نشود. يا اين كه وى به هدايت مردمان اهتمام فراوان داشته و حتى نزديك بوده است/ ١٤٩ كه جان خود را در اين راه از دست بدهد، تا آن حد كه پروردگار ما سبحانه و تعالى گفت فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً. [٤٠] چنان مىنمايد كه آن كسان كه در فهم آيه گرفتار خطا شدهاند، اين تصوير فنى در تعبير قرآن را بد فهميده بودهاند كه لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ- در صورتى كه
[٣٨] - الأحزاب/ ١.
[٣٩] - الأعلى/ ٦.
[٤٠] - الكهف/ ٦.