تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٨ - شرح آيات
آن است كفايت مىكند؛ اما براى كسانى كه نمىخواهند بار مسئوليت را بپذيرند، و پيوسته در صدد يافتن بهانههايى براى فرار كردن از اين بارند (و از روز قيامت نمىترسند و به ملامت نفسهاى خود گوش نمىدهند)، شتاب ورزيدن در رساندن قرآن و عرضه كردن يكباره همه آن به ايشان، هيچ چيز را در زندگى آنان عوض نمىكند، و سبب آن است كه مشكل ايشان كمى آيات نيست، بلكه مشكل اين است كه/ ١٤٨ خواهان ايمان نيستند و نمىخواهند بار مسئوليت را بر دوش بكشند، و در اين صورت از شتاب ورزيدن و عجله كردن چه حاصلى به دست مىآيد؟
به همين گونه است علاج انسان كه مشتمل بر بسيارى از صفات منفى همچون جدل و راحت طلبى و بهانهتراشى و اراده فجور و در پى آن تكذيب قيامت و گريز از مسئوليت در دنيا و رستاخيز و رسيدگى به حساب و جزاى در آخرت است، كه اين همه يك مرتبه صورتپذير نمىشود، بلكه مستلزم داشتن برنامه پرورشى تدريجى است كه بر اثر آن بتواند انسانيت را از حضيض باطل بركند و آن را به قله حق برساند و آن را در افقهاى كمال و راهيابى به اوج برساند. و اين همه مقتضى آن است كه در طرح اصطلاحى اسلامى پيشرفت تدريجى در نظر گرفته شود.
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ- زبان خود را براى شتاب دادن به قرآن مجنبان.» ابن عباس گفت: پيامبر (ص) چنان بود كه چون قرآن بر او فرود مىآمد، از شدت دوست داشتن آن و حرصى كه براى گرفتن و به خاطر سپردن آن داشت كه مبادا آن را فراموش كند، در جنباندن زبان خود و خواندن قرآن شتاب مىورزيد، و خدا او را از اين كار منع كرد؛ [٣٦] و در الدر المنثور از مجاهد نقل شده است كه گفت: رسول اللَّه (ص) از ترس فراموش كردن قرآن آن را بر زبان مىراند، پس به او گفته شد كه: اى محمد! [٣٧] ما تو را از شرّ فراموشى حفظ مىكنيم، و بر اين نظر چند
[٣٦] - همان منبع.
[٣٧] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٨٩.