تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - شرح آيات
است كه اين گونه آيات در سورهاى همچون سوره قيامت وارد شود. ديگران گفتهاند كه سخن در اين جا درباره قرآن نيست بلكه درباره كتاب انسان است كه در روز قيامت آن را گشوده خواهد يافت. قفّال گفت: كلام او الآية ١٦» نه خطاب به رسول بلكه خطاب به انسان در اين گفته خداى تعالى است يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ و اين براى انسان است در آن حال كه خبر كارهاى زشت وى به او داده مىشود، و راه آن عرضه كردن كتاب و نامه اعمالش بر او است كه به وى گفته مىشود اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ/ ١٤٧ عَلَيْكَ حَسِيباً، پس چون به خواندن آن مىپردازد، از شدت ترس و تند خواندن زبان وى گرفتار لكنت مىشود، و در اين حال به او گفته مىشود لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ پس بر ما به حكم وعده و به حكم حكمت واجب است كه اعمال تو را جمع كنيم و آنها را بر تو بخوانيم، و چون آنها را خوانديم، بر تو تبعيت از خواندن آن فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ با اقرار كردن به اين كه خود مرتكب آنها شدهاى، لازم است. [٣٤] و علامه بلخى نيز نظرى مشابه دارد و ترجمه كلام او چنين است: مقصود آن است كه بندگان كتابهاى (نامههاى) اعمال خود را در روز قيامت بخوانند، و ما قبل و ما بعد اين آيه بر همين دلالت دارد و هيچ دليلى بر آن نيست كه مقصود از قرآن در «قرآنه» قرآن كتاب آسمانى يا چيزى از احكام دنيا بوده باشد. [٣٥] آنچه درباره ارتباط ميان آيات گذشته به نظر مىرسد، اين است كه قرآن- در كنار روز قيامت و نفس نكوهشگر- حجتى بر انسان و ديوانى داورى براى عمل او است كه در هنگام مراجعه به آيات آن حق براى او آشكار مىشود، و خود را بر آن عرضه مىكند؛ و رسول را شايسته چنان است كه به منظور تمام كردن حجت بر مردمان در رساندن قرآن به ايشان شتاب نورزد، بلكه هر حكمى را كه در اين باره به وى مىرسد پيروى كند، كه همين براى كسى كه خواستار هدايت و در جستجوى
[٣٤] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٢٢٢.
[٣٥] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٩٧.