كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - ٢- جمع صاحب حدائق
براى اين روايت ذكر كرده و مىفرمايد:
«عدّة المتعة ان كانت تحيض ...» كه از اين صدر استفاده مىشود روايت در مورد متعه است.
* ... عن جميل بن صالح عن عبد اللَّه بن عمرو عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى حديث المتعة قال: قلت: فكم عدّتها؟ فقال: خمسة و أربعون يوماً أو حيضة مستقيمة
(اى كاملة). [١]
* ... عبد اللَّه بن جعفر فى قرب الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسى
(اگر عبد اللَّه بن جعفر با واسطه از احمد بن محمد بن عيسى نقل كرده باشد واسطههاى قرب الاسناد داراى اشكال است، ولى اگر واسطه نباشد، مشكل ندارد.)
عن أحمد بن محمّد بن أبى نصر
(بزنطى)
عن الرضا عليه السلام قال: سمعته يقول: قال أبو جعفر عليه السلام
: عدّة المتعة حيضة و قال: خمسة و أربعون يوماً لبعض أصحابه. [٢]
* ... عن أبى بصير قال:
(از چه كسى نقل مىكند؟ حديث مقطوعه است، ولى مقام أبو بصير ايجاب مىكند كه از غير امام نقل نكند)
لا بدّ من أن يقول فيه
(از قرينه بعد معلوم مىشود كه نكاح موقّت است)
هذه الشروط: أتزوجك متعة كذا و كذا يوماً ... و على أن تعتدّى خمسة و أربعين يوماً و قال بعضهم: حيضة. [٣]
چه كسى «حيضة» را مىگويد، ابو بصير يا راويان اين حديث و يا كلينى كه حديث را در كافى نقل مىكند؟ پس ذيل حديث، حديث را مرسله مىكند چون «قال بعضهم» مىگويد، بنابراين ما اين روايت را به عنوان يك حديث مرسل مىپذيريم.
روايت ديگر ذيل روايت اسماعيل بن فضل هاشمى است كه زراره «حيضة» مىفرمود كه اين روايت با روايت اوّل سازگار است و شايد همان روايت باشد.
دو روايت ديگر هم در مستدرك وجود دارد.
* ... عن الفضل بن عمر، عن الصادق عليه السلام ... و عليك الاستبراء
(عدّة)
خمسة و أربعون يوماً
(ظاهراً در مقام انشاى عقد متعه است)
أو محيضاً واحداً. [٤]
* ... سمعت جابر بن عبد اللَّه يقول: استمتعنا أصحاب النبى صلى الله عليه و آله حتّى نهى عمر فى شأن عمرو بن حريث ... قال: و سأله بعضنا: كم تعتدّ؟ قال: حيضة واحدة ... [٥]
تا اينجا هفت روايت نقل كرديم كه مجموع اين روايات با مشكلاتى كه بعضى از روايات داشت از روايات قول اوّل بهتر است.
روايت هشتمى هم صاحب حدائق نقل كرده و تصوّر فرموده كه دلالت دارد ولى ما معتقديم دلالت ندارد:
* ... عن محمد بن عبد اللَّه بن جعفر الحميرى عن صاحب الزمان عليه السلام أنّه كتب اليه فى رجل تزوّج امرأة بشىء معلوم الى وقت معلوم ....
(زن در حال عدّه است يا مدّتش تمام شده يا باقىمانده مدّت را بخشيده است)
أ يجوز يتزوّجها رجل آخر بشىء معلوم الى وقت معلوم عند طهرها من هذه الحيضة أو يستقبل بها حيضة أخرى؟ فأجاب عليه السلام يستقبل بها حيضة غير تلك الحيضة لأن أقلّ العدة حيضة و طهرة تامّة. [٦]
صاحب حدائق اصرار دارد كه اين روايت بر قول دوّم دلالت دارد ولى در واقع بر قول سوّم دلالت دارد چون طهر تام به حيض حاصل مىشود پس يك حيض داشته و اگر بخواهد يك طهر تام داشته باشد، بايد دوباره حيض شود پس يك حيض كامل و يك حيض ناقص است و كه همان قول سوّم است.
٥٦ ادامه مسأله ١٦ ..... ٢٤/ ١٠/ ٨٢
جمع بين روايات:
چند طريق جمع در اينجا بيان شده است:
١- جمع مرحوم علّامه مجلسى:
علّامه مجلسى در حاشيه تهذيب و صاحب رياض در رياض اين جمع را ذكر كردهاند كه ما آن را از حدائق نقل مىكنيم.
خلاصه جمع چنين است:
«حيضتان» را حمل بر استحباب و «حيضه» را حمل بر وجوب كنيم كه اين جمع در فقه نظير زيادى دارد و جمع تبرّعى هم نيست و شاهد دارد و همان حمل ظاهر بر نص است؛ به اين بيان كه حيضة واحدة نص است و آن كه حيضتان را مىگويد احتمال وجوب و استحباب دارد، پس ظهور در وجوب دارد و ظاهر را حمل بر نص مىكنيم پس «حيضه» واجب است.
٢- جمع صاحب حدائق:
ما سراغ جمع نمىرويم بلكه سراغ مرجّحات مىرويم و يكى از مرجّحات احتياط است و چون حيضتان موافق با احتياط است پس مقدّم است.
[١] ح ٤، باب ٢٢ از ابواب متعه.
[٢] ح ٦، باب ٢٢ از ابواب متعه.
[٣] ح ٤، باب ١٨ از ابواب متعه.
[٤] مستدرك، ج ١٤، ح ١، باب ٣٢ از ابواب متعه.
[٥]. مستدرك، ج ١٤، ح ٩، باب ٣٢ از ابواب متعه.
[٦] ح ٧، باب ٢٢ از ابواب متعه.