كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - ويژگىهاى عصر حاضر
را سراغ نفى موضوع بردهاند (چون ارث نمىبرد زناست) در حالى كه استثنا در بعضى از احكام دليل بر چيزى نمىشود.
از كلام مأمون هم استفاده مىشود كه اين سخن را نپذيرفته ولى نه مأمون سؤال كرد و نه يحيى بن اكثم جواب داد كه «متعتان محلّلتان» چيست كه خليفه دوّم مىگويد «أنا أحرّمهما».
حاصل اين است كه اينها براى توجيه كلام خليفه دوّم ناچار شدهاند كه احاديثى را جعل كنند و استدلالات مغالطهآميزى بياورند و چون مجعول است، به مقدار زيادى مشوّش مىباشد.
١١ فلسفه نكاح موقّت؛ نكاح مسيار ..... ٧/ ٧/ ٨٢
فلسفه و حكمت نكاح موقّت:
گاهى ممكن است اين بحث را به عنوان يك دليل عقلى براى مسأله نكاح موقّت قرار دهند به اين بيان:
عقل قضاوت مىكند كه بايد در شرع مقدّس نكاح موقّتى هم باشد ولى ما اين مسأله را تحت عنوان حكمت و فلسفه حكم بحث مىكنيم.
در موارد بسيارى به دلايل مختلف مردم قادر بر نكاح دائم نيستند. به عنوان مثال نمونههايى از آن را برمىشماريم:
١- نكاح دائم هزينه زيادى مىخواهد كه تهيّه آن مشكل است.
٢- به خاطر اشتغال به تحصيل و نداشتن شغل و كسب و كار مرد آماده نكاح دائم نيست، چون نكاح دائم نفقه و مسكن و ... مىخواهد و او هم ندارد.
٣- به خاطر مسافرتهاى طولانى و دورى از اهل و عيال، نياز جنسى دارد؛ امّا چنان نيست كه در بلاد غربت بخواهد خانواده جديدى تشكيل داده و نكاح دائم كند.
٤- به خاطر مأموريتهايى كه به مناطق دوردست مىرود و از خانواده خود دور مىماند مانند سربازان؛ همان گونه كه در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين ضرورتها بود كه چند مورد از آن در روايات عامّه آمده است و حضرت به سربازانى كه از خانواده خود دور بودند اجازه نكاح موقّت را داد.
٥- همسرى دارد كه مبتلا به بيمارى و يا باردار است و دوران باردارى سختى را مىگذراند به طورى كه قادر به حركت نيست و چند ماهى بايد با او آميزش نداشته باشد در حالى كه ممكن است در سنّى باشد، كه ميل شديد به آميزش دارد؛ حال در چنين مواردى كه پنج نمونه از آن را به عنوان مثال مطرح كرديم، سه راه وجود دارد:
راه اوّل:
دستور به فقر و امساك و تعفّف داده شود: «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً» راه پارسايى پيشه كند و صبر و استقامت به خرج دهد. اين راه در مورد بعضى ممكن است عملى باشد ولى در مورد بسيارى عملى نيست، يعنى آن قوّت اراده و ايمان و تعفّف را نمىتوان از همه انتظار داشت، خصوصاً از افراد عادّى.
راه دوّم:
آزادى جنسى را قائل شويم و بگوييم اين چنين شخصى براى زنا آزاد باشد.
راه سوّم:
نوعى عقد براى او قائل شويم كه مسئوليّتهاى ازدواج دائم را نداشته باشد؛ يعنى ازدواجى داراى شروط و اركان، ولى با مسئوليّتهاى كمتر.
حال از بين اين سه راه عقل مىگويد دين اسلام كه دين كامل و جاودانى است، بايد فكرى براى حل اين مشكل كرده باشد و تنها راه آن ادامه همان سنّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در هر عصر و زمان است، چرا كه هيچ تفاوتى از اين نظر بين زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و زمان ما نبوده بلكه مشكلات زمان ما شديدتر است، بنابراين بر سر اين سه راه چارهاى جز انتخاب راه سوّم نداريم و اگر آيينى براى اين مسأله راه حلّى پيدا نكند دين ناقصى خواهد بود، خصوصاً در زمان ما كه ويژگىهاى خاصّى دارد.
ويژگىهاى عصر حاضر:
دو چيز در زمان ما هست كه مسأله را تشديد كرده است:
١- سنّ ازدواج در زمان ما بالا رفته است، سابقاً در سنين پايين ازدواج مىكردند. از جمله دلايل اين مسأله اين است كه ادامه تحصيلات عاليه جزء بافت جامعه شده و اجازه نمىدهد به سرعت و قبل از ٢٥ تا ٣٠ سالگى ازدواج كنند.
٢- عوامل تحريك در زمانهاى گذشته كم بود، بىحجابى و بدحجابى و خودآرايى و اختلاط زن و مرد مثل زمان ما نبود، الآن در اتوبوس و تاكسى و مكانهاى مختلف مانند دانشگاهها اختلاط زن و مرد وجود دارد چنين فيلمها، ماهوارهها و اينترنت به اين مشكل دامن مىزند حتّى در صدا و سيماى جمهورى اسلامى در عين اين كه نسبت به كانالهاى تلوزيونى بيگانه بسيار تفاوت دارد ولى فيلمهايى پخش مىشود كه به شهوات جنسى دامن مىزند.