كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - طايفه دوّم روايات نافى خيار بعد از وطى
* ... قال: إن كان لم يدخل بها و لم يتبيّن له فإن شاء طلّق و إن شاء أمسك و لا صداق لها
(اگر طلاق است چرا مهر نداشته باشد) .... [١]
جمعبندى روايات:
جمع بين اين روايات روشن است چرا كه مراد از «طلّق» در اين دو روايت فسخ است چون:
اوّلًا: طلاق مشروط به شرطى نيست و به دست زوج است كه اگر خواست طلاق مىدهد و اگر خواست طلاق نمىدهد و دخول و عدم دخول در طلاق تأثيرى ندارد، و همچنين طلاق مشروط به علم و عدم علم نيست. اين قرينه واضحى است كه طلاق به معناى فسخ است.
ثانياً: قرينه ديگر «لا صداق لها» است چون در طلاق در جايى نداريم كه صداقى نباشد بلكه يا تمام مهر است يا نصف، بله اگر قبل از مسّ طلاق بدهد و مهر هم تعيين نكرده باشند در اين صورت مهريّه ندارد بلكه هديهاى داده مىشود.
تا اينجا يك دليل اقامه كرديم كه فسخ شرايط و آثار طلاق را ندارد.
١١٤ ادامه مسأله ٧ ..... ٦/ ٣/ ٨٣
در اينجا يك روايت هم داريم كه و لو سند ندارد ولى به نظر مىرسد كه دلالتش صريح در طلاق است. مرحوم حاجى نورى در مستدرك از مناقب ابن شهر آشوب اين روايت را نقل كرده است:
* ... جاءت امرأة اليه- يعنى علياً عليه السلام- فقالت:
|
ما ترى أصلحك اللَّه |
و أثرى لك اهلًا |