كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - حكم جذام
بلغم اشاره به مزاج سرد همراه با رطوبت، سوداء اشاره به مزاج سرد همراه با يبوست، صفرا مزاج گرم با يبوست و مزاج دموى گرم همراه رطوبت بود و معتقد بودند كه تمام بيمارىها به واسطه غلبه يكى از اينهاست و اضافه شدن بلغم سبب برص و اضافه شدن صفرا سبب بيمارى جذام مىشود.
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
أمّا البرص فهو لغة و عرفاً البياض الذي يظهر على صفحة البدن لغلبة البلغم و عند الأطبّاء أو السواد كذلك لغلبة السوداء ... يوجب تفليس الجلد (پوست فلسدار مىشود) [١].
آنچه از كلمات بزرگان استفاده مىشود و ما از اطبّا تحقيق كردهايم اين است كه لك و پيسهاى بدن برص نيست و علاج و دارو دارد و فقط رنگ پوست مشكل دارد كه درست مىشود ولى برص نوعى عفونت است كه حتّى اگر در دهان پيدا شود به قدرى دهان بدبو مىشود كه كسى نمىتواند به او نزديك شود و در واقع نوعى بيمارى پوستى است كه پوست فروكش مىكند و فرو مىرود و اين بيمارى عفونى، مسرى است، و از بعضى تعبيرات استفاده مىشود كه نوعى جذام است پس هر لك و پيسى برص نيست و موجب فسخ نمىشود.
سزاوار بود كه مرحوم امام (ره) در تحرير موضوع برص را توضيح مىدادند.
حكم برص:
حكم مسأله از مسلّمات و اجماعيّات است كه مرد با وجود چنين بيمارى حقّ فسخ دارد. مرحوم محقق ثانى در جامع المقاصد، مىفرمايد:
و إجماع الأصحاب و إطباق أكثر علماء الاسلام على ذلك (حق فسخ) من الامور المعلومة. [٢]
ادلّه:
١- اجماع.
٢- لا ضرر و لا حرج.
٣- تدليس:
چون بحث در برص قبل از نكاح است (بعداً خواهيم گفت كه در برص بعد از نكاح حق فسخ ندارد) اگر اين بيمارى را دارد بايد بگويد و اگر نگويد نوعى تدليس است و خيار فسخ دارد.
٤- روايات:
روايات زياد و متضافر و قريب به متواترى داريم، ده روايت در باب يك از ابواب عيوب نقل شده است. [٣] بعضى از روايات صحيح السند و بعضى ضعيف است ولى چون متضافر و معمول بهاى اصحاب است، مشكل سند نداريم؛ از باب نمونه بعضى از روايات را بيان مىكنيم:
* ... عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه، عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: المرأة تردّ من أربعة أشياء: من البرص و الجذام و الجنون و القرن و هو العفل ما لم يقع عليها فإذا وقع عليها فلا. [٤]
* ... عن رفاعة بن موسى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون
(اين از قبيل منع در مقابل توهّم حذر است يعنى فكر مىكرد كه ممنوع است و خيار فسخ ندارد در جواب مىفرمايند كه مىتواند فسخ كند)
و أمّا ما سوى ذلك فلا
(تعارضى بين روايات پيدا مىشود چون عيوب را بعضى چهارتا مىدانند در حالى كه هفت عيب است كه بعداً بيان مىكنيم). [٥]
٢- جذام:
ابتدا در مورد موضوع جذام بحث مىكنيم بعد حكم آن را.
موضوع جذام:
مرحوم محقّق ثانى در جامع المقاصد مىفرمايد:
الجذام: علّة صعبة يحمرّ معها العضو ثمّ يسودّ ثمّ ينقطع و يتناثر (گوشت بدن مىريزد) نعوذ باللَّه و أكبر ما يكون ذلك فى الوجه و يتصوّر فى كل عضو فمتى ما ظهرت هذه العلّة و ثبتت بحيث لا يخفى على أحد فلا شكّ فى ثبوت الخيار. [٦]
از كلمات ديگران از جمله صاحب جواهر استفاده مىشود كه جذام دو مرحله دارد:
١- مرحله كمون (مخفى):
در اين مرحله بدن سرخ مىشود و چشم انسان از حالت بادامى خارج شده و دايره مانند مىشود و پوست بدن هم خشن مىشود.
٢- مرحله بروز:
در اين مرحله بدن زخم مىشود و گوشت بدن مىريزد. و به همين مناسبت در فارسى به آن خوره مىگويند.
حكم جذام:
آيا هر دو مرحله مشمول حكم است يا فقط مرحله بروز و ظهور؟
[١] ج ٣٠، ص ٣٣٢.
[٢] ج ١٣، ص ٢٣٥.
[٣] ح ١، ٢، ٥، ٦، ٩، ١٠، ١١، ١٢، ١٣، ١٤ باب ١ از ابواب عيوب.
[٤] ح ١ باب ١ از ابواب عيوب.
[٥] ح ٢ باب ١ از ابواب عيوب.
[٦] ج ١٣، ص ٢٣٥.