در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٨١
فنظر فيه ثمّ طواه حتّى ظننت قد شقّ عليه ، ثمّ قال: هو حقّ ، فحوّله فى أديم؛ [١] حمزة بن عبداللّه مى گويد: در پشت كاغذى نوشتم: دنيا براى امام ، همچون پاره اى از گردوست. سپس آن را به امام رضا عليه السلام دادم و گفتم: دوستان ما حديثى روايت كرده اند كه انكارش نكرده ام ، ولى مى خواهم آن را از شما بشنوم. امام بدان نگريست. سپس آن را پيچيد ، به گونه اى كه گمان كردم «اين پرسش» بر او گران آمد. اندكى بعد گفت: آن حق است ، از كاغذ به پوست منتقلش كن. ٣ . أحمد بن محمّد بن أبى نصر: قلت لأبى الحسن عليه السلام : إنّ أصحابنا يروون أنّ حلق الرأس فى غير حجٍّ و لا عمرةٍ مُثلَةٌ ، فقال: كان أبو الحسن عليه السلام إذا قضى مناسكه عدل إلى قريةٍ يقال لها ساية ، فحلق؛ [٢] احمد بن محمّد مى گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم : دوستان ما روايت مى كنند كه تراشيدن سر در غير از حج و عمره ، مانند مثله كردن است . امام رضا عليه السلام فرمود: امام كاظم هنگامى كه اعمال حجّ را تمام كرد ، به دهكده اى به نام سايه رفت و سرش را تراشيد. ٤ . محمّد بن إسماعيل بن بزيع: سألت أبا الحسن الرضا عليه السلام عن آنية الذهب و الفضّة ، فكرههما ، فقلت: قد روى بعض أصحابنا أنّه كان لأبى الحسن عليه السلام مرآة ملبسه فضّة ، فقال: لا و الحمد للّه ، إنّما كانت لها حلقة من فضّة و هى عندى؛ محمّد بن بزيع مى گويد: از امام رضا پرسيدم: ظرف هاى طلا و نقره چه حكمى دارند؟ حضرت آن دو را ناپسند دانست. پس گفتم: برخى دوستان روايت مى كنند كه امام كاظم عليه السلام آينه اى با روكش نقره داشت. حضرت فرمود: نه ، خدا را سپاس ، تنها حلقه آن از نقره بود كه نزد من است. [٣] حسن بن جهم نيز عرضه ضمنى حديث داشته است ، و شيخ طوسى آن را گزارش كرده است. [٤] در بخش نخست مقاله آورديم كه امامان ، افزون بر پاسدارى از ميراث حديثى شيعه ،
[١] الاختصاص ، ص ٢١٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ١٤٥ ، ح ١١ و ١٢. [٢] الكافى ، ج ٦ ، ص ٤٨٤ ، ح ٣. [٣] الكافى ، ج ٦ ، ص ٢٦٧ ، ح ٢ . [٤] تهذيب الأحكام ، ج ٢ ، ص ٢٢١ ، ح ٨٧٠ .