در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٨٠
معصومان عليهم السلام به پيروى از سخن گفتن به اندازه عقل مردم [١] و به اقتضاى بلاغت و فصاحت خويش ، موقعيت راوى و مخاطب خويش را در نظر مى گرفتند و سخن مناسب با مقتضاى حال او مى گفتند . از اين رو ، اين سخن متناسب با حال و وضعيت خاصّ او ، مختص او و نيز ديگر كسانى كه در وضعيت او به سر مى برند و به او شبيه اند مى شود . حديث فقط در همين محدوده عموميت دارد و شامل حال همه مكلّفان حتى كسانى كه در اين وضعيت ويژه نيستند ، نمى شود . شايد اين نكته كه مورد تأكيد مجلسى رحمه الله هم هست ، بتواند سرّ اختلاف احاديث در مدح و مذمّت كارهايى مانند مزاح ، جوع و اكل و خوف و رجا را نشان دهد . شايد مخاطب امام بسيار كم شوخى مى كرده و عبوس بوده است و از اين رو امام عليه السلام او را به شوخى سفارش كرده است [٢] . شايد مخاطب امام زياد مى خورده و امام او را به جوع فراخوانده است و شايد شخص دچار يأس و نااميدى گشته كه امام يكسره و تنها از رجاء به رحمت خدا سخن گفته است . اين مورد اخير مورد اشاره مجلسى رحمه الله قرار گرفته است . شيخ صدوق حديثى را به اين مضمون نقل مى كند : امام صادق عليه السلام به مردى به خاطر فوت فرزندش تسليت گفت و به او فرمود : خدا از فرزند براى تو بهتر است و نيز ثواب خدا در مقابل [ صبر بر مصيبتِ ] آن براى تو بهتر است . پس از اين باز جزع آن مرد به حضرت بالاتر رسيد ، امام عليه السلام به سوى او بازگشت و فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله هم مُرد آيا نبايد تو آن را الگو قرار دهى ؟ مرد عرض كرد : فرزندم نوجوان بود . امام عليه السلام فرمود : همانا سه خصلت (ويژگى) پيش روى اوست : شهادت به يگانگى خدا و رحمت خدا و شفاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله كه هيچ يك از آنها از او فوت نخواهد شد ، ان شاء اللّه عز و جل [٣] . سپس مجلسى در شرح اين حديث ، پاسخ مرد مصيبت ديده را تصوير كرده و به اين
[١] الكافى ، ج ١ ، ص ٢٣ ، ح ١٥ . [٢] قال الإمام الصادق عليه السلام ليونس الشيبانى : «كيف مداعبة بعضكم بعضا؟ قلت : قليل ، قال : فلاتفعلوا...» (كافى ، ج ٢ ، ص ٦٦٣ ، ح ٣ . [٣] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ١٧٤ ، ح ٥٠٨ .