در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٠١
اين راويان مؤمن و كار آزموده ، به حفظ و عدم انتقال اين احاديث گران بها به نامحرمان راز ، مكلّف مى شدند ، و گاه كه اين مخزن سرّ گشوده مى گشت و حديثى از پرده بيرون مى افتاد ، شنونده جان به لب رسيده به حضور امام مى شتافت؛ زيرا او نيز مكلّف بود به انكار حديث نپردازد و به دنبال معناى صحيح آن روان شود. [١] ابان بن أبى عياش ، احساسى اين گونه نسبت به برخى احاديث كتاب سليم بن قيس هلالى پيدا مى كند كه به امام سجّاد عليه السلام عرض مى كند: جُعلت فداك ، إنّه ليضيق صدرى ببعض ما فيه؛ فدايت شوم ، از برخى احاديث آن ، سينه ام تنگ شده است. [٢] و حمزة بن طيّار ، به احاديثى همين گونه مى رسد كه به هنگام عرضه خطبه هاى امام باقر عليه السلام بر امام صادق عليه السلام ، خطاب «كفّ و اسكت» ـ بازايست و سكوت كن ـ را از ايشان دريافت مى كند؛ زيرا «لا يسعكم فى ما ينزل بكم ممّا لا تعلمون ، إلّا الكفّ عنه و التثّبت و الردّ إلى أئمة الهدى» . [٣] در آنچه كه به شما مى رسد و از آن سر در نمى آوريد ، چاره اى جز توقّف و سكون و بازگرداندن آن به پيشوايان هدايت نداريد. عرضه هاى احاديث بلند مرتبه ، كه همان عمل به وظيفه «الردّ إلى الإمام» و حدّ اعتدال انكار ناآگاهانه و باور ساده لوحانه مى باشد ، نمونه هاى فراوانى دارد. عرضه احاديث اشاره كننده به طينت و خلقت انسان [٤] ، احاديث شقاوت و سعادت [٥] ، احاديث علم امام و گستره آن [٦] و احاديث حضور امامان بر بالين محتضر [٧] ، همه ، از اين نوع به شمار مى آيند كه ما به دليل اختصار ، از آوردن متن آنها خوددارى مى كنيم. در پايان اين بخش ، به نكته اى
[١] بنگريد : بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ١٨٢ باب «إنّ حديثهم صعب مستصعب و التسليم لهم و النهى عن ردّ اخبارهم». [٢] كتاب سليم ، ج ٢ ، ص ٥٦٠ . [٣] الكافى ، ج ٨ ، ص ٥١ ، ح ١٠ . [٤] بحار الأنوار ، ج ٥ ، ص ٢٢٦ ، ح ٤ و ص ٢٤١ ، ح ٢٨. [٥] الكافى ، ج ٨ ، ص ٨١ ، ح ٣٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥ ، ص ١٥٧ ، ح ١٠ . [٦] بحار الأنوار ، ج ٢٦ ، ص ٦٠ ، ح ١٣٣؛ ج ٢ ، ص ١٤٥ ، ح ١١ و ١٢. [٧] الكافى ، ج ٣ ، ص ١٣٢ ، ح ٥ ؛ زهد ، حسين بن سعيد اهوازى ، ص ٨٤ ، ح ٢٢٦.