در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٨٠
سپس بحث به شوراى خلافت و انتخاب زيركانه عثمان از سوى عمر مى كشد [١] و نيز حديث «عشره مبشّره» كه به دروغ به پيامبر منسوب گشته است. نكته جالب توجه در اين مبحث ، درنگ عالم عباسى و وزير در تصديق گفته علوى است و سپس تهديد او به آوردن كتب و منابع از كتابخانه نظاميه بغداد ، يعنى محل مناظره و مؤثر افتادن اين تهديد و سپس پذيرش عالم عباسى و وزير . [٢] آنگاه پس از تبادل مباحثى اندك ، علوى موضع هجومى مى گيرد و چنين مى گويد : «از اشتباهات شما اين است كه امام على عليه السلام را رها كرديد و از سخن پيشينيان خود تبعيت نموديد.» و به ادله عقلى و عقلايى امامت مى پردازد و آن را به كرسى مى نشاند . [٣] او سپس مسئله متعه را مطرح مى كند و در اين موضوع با ملكشاه نيز مناظره مى كند و با تكيه بر نياز جنسى زنان بيوه و مردان امكان ازدواج نيافته و مقايسه آن با فحشا و همجنس بازى و استمناء ، سخن خود را مستدل مى سازد. [٤] مجلس روز دوم با همين مباحث پايان مى گيرد.
مجلس روز سوم
روز سوم با طرح فضايل خليفه دوم و بحث از فتوحات او آغاز مى شود علوى چگونگى فتوحات را نادرست مى خواند و افزون بر آن ، آنها را فرع و شاخه فتوحات اوليه امام على عليه السلام در غزوه هاى صدر اسلام مى داند.[٥] مباحث به خيلفه اول نيز مى كشد [٦] و نيز ايمان ابوطالب [٧] ، هجوم به خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام ، فدك [٨] و همچنين بحث از دوازده جانشين حضرت و مورد تطبيق آن. [٩] جالب توجه آن است كه در همين جا مسئله امام عصر(عج) هم مطرح مى شود و شبهه طول عمر حضرت با استناد به آيه هاى قرآنى در باره عمر نوح پاسخ داده مى شود. مسائل فقهى مانند صلاة تراويح ، الغاى متعه حج ، الفاظ اذان نيز به بحث نهاده شده و از حصر مذاهب اهل سنّت در چهار مذهب سخن مى گويند . [١٠] آنگاه به مباحث كلامى باز مى گردند و سخن از شناخت امام زمان پيش مى آيد ، عالم عباسى حديث مستفيض « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه ؛ هر كس امام زمانش را نشناسد و در همان حال بميرد ، به مرگ جاهلى مرده است » [١١] را نمى پذيرد و به دروغ ، منكر صدور آن از
[١] . همان ، ص ٣٦ و ٣٧ ، ٤١ ، ٤٣ ، ٤٨ ، ٥١ ، ٥٢ ، ٥٤ ، ٥٥ ـ ٥٨ ، ٥٩ و ٦٠ ، ٦٢ . [٢] كمال الدين ، ص ٤٠٩ ، ح ٩.