در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٣
وارد فرآيند فرضيه سازى و آزمون و پژوهش شود ، اگرچه به لحاظ هزينه بالاى چنين پژوهش هايى ، شيوه صحيح آن است كه تا حدّ قابل قبولى ، انتساب آن به معصومان عليهم السلام احراز شود و معناى صحيح آن فهم گردد ، تا در روند نظريه پردازى ، بر آب نقش ننگاريم و بدون زمينه به كار نپردازيم. حديث مورد اشاره ما در اين مثال ، چنين حالتى دارد. سند كاملاً معتبرى ندارد ، اما مؤيدهايى نيز دارد. اين حديث ، به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله منسوب است: «لا يكذب الكاذب إلّا من مهانة نفسه عليه» كه در كتاب جامع حديثى اهل سنت ، كنز العمال آمده [١] و مرحوم مجلسى نيز ، آن را در بحار الأنوار از كتاب اختصاص نقل كرده است. [٢] اين متن ، به وسيله امام على عليه السلام ـ كه دروغ گو را خوار و ذليل دانسته است ـ [٣] نيز تأييد شده و مى تواند مبناى اين فرضيه گردد كه يكى از علت هاى دروغ گويى ، احساس كِهترى شخص است. با اعتماد اوليه به اين حديث ، مى توانيم بگوييم گام اول در فرآيند نظريه پردازى را برداشته ايم ، و اكنون مرحله تهيه آزمون هايى است كه بتواند رابطه اين دو را اثبات كند. راه حل درمان ، در صورت اثبات ، به آسانى مشخص مى گردد. گفتنى است احاديثِ تبيين گر ديگرى هم در باره آثار زيان بار دروغ داريم ، يعنى صفاتى كه در اثر دروغ گويى پديد مى آيند و دروغ نسبت به آنها ، علت است ، مانند: «الكذب يؤدّى إلى النفاق؛ دروغ گويى به دورويى مى كشد» ، [٤] و يا «اقلّ الناس مروّة ، من كان كاذباً؛ مروت و جوان مردى دروغ گو ، از همه كس كمتر است ». [٥] حديث اخير ، مؤيدات بيشترى دارد و با مسئله قبلى ـ رابطه خوارى نفس و دروغ ـ نيز پيوند دارد ، و تمايز متغير تابع و مستقل در آن مشكل مى نمايد ، يعنى آيا قلّت مروّت به
[١] كنز العمّال ، ح ٨٢٣١ ؛ اعلام النبلاء ، ج ١٢ ، ص ٤٢٦ . [٢] بحار الأنوار ، ج ٧٢ ، ص ٢٦٢ ، ح ٤٥ ؛ الاختصاص ، ص ٢٣٢ . [٣] غرر الحكم ، ح ٣٣٩. [٤] همان ، ح ١١٨١. [٥] بحار الأنوار ، ج ٧٢ ، ص ٢٥٩ ، ح ٢١.