در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٤٠
همچنين بسيارى از ادعيه ، اذكار و مناجات ها ، راز و نياز امامان با خداى سبحان بوده و از اين رو ، كلمات آنها چنان دقيق و زيبا گزيده شده اند كه كمتر كسى توان انتقال همان معانى را در قالبى ديگر دارد. اوراد ، حرزها ونمازها و عبادات تعليمى را نيز مى توان به اين دسته افزود . عالمان ، نقل معنا را در اين گونه احاديث ، مجاز ندانسته اند؛ [١] هرچند گاه اتفاق افتاده است. در احاديث كوتاه و نه چندان بلند نيز انگيزه نقل لفظى بيشتر از نقل معنا است؛ زيرا به يادسپارى و گزارش سخنى شيوا ، رسا و كوتاه ، اگر با همان شكل و واژه ها باشد ، آسانتر و راحت تر از آن است كه واژه ها تغيير يابند و در قالبى نو ريخته شوند. اين مبنا شامل سخنان نغر قرار گرفته در دل ديگر سخنان نيز مى شود. علّامه شعرانى در يكى از تعليقه هايش اشاره اى كوتاه به اين موضوع داشته است : «و احتمال حفظ جميع خصوصيات الالفاظ بعيد لاختلاف الروايات فى خطبه واحده اللهم الا ما يتشبث بالخاطر من لفظ بديع و معنى طريف اطرف و ابدع من ساير كلمات الخطبه» . «و احتمال به خاطر سپردن همه ويژگى هاى لفظى بسيار كم است. دليل اين مطلب وجود گزارش هاى گوناگون از يك خطبه است. مگر عبارتى كه شيوا و نغز باشد و با بقيه خطبه تفاوت داشته باشد» . بسيارى از آنچه در اين ميان باقى مى ماند نيز ، چنان به هم شبيه اند كه نمى توان آنها را متعارض دانست ، مانند : روايات منقول از امام على عليه السلام در تحف العقول و نهج البلاغه و متون هم عرض آن ، مانند غرر الحكم و عيون الحكم والمواعظ . ما يك نمونه را مى آوريم. اين احاديث در باب «مَن طَلَبَ عَثَراتِ المُؤمنينَ وعوراتِهم» در الكافى [٢] است. احاديث يكم ، سوم ، ششم و هفتم اين باب ، هم مضمون اند و تنها تفاوت هاى اندكى با هم دارند و در معناى اصلى ، يعنى نهى از عيب جويى و پيگيرى عيوب مؤمنان ، اختلافى ندارند. متن
[١] ر . ك : سخن شهيد ثانى : «الروايةُ المنقولةُ فى المُصنَّفاتِ لا تُغَيرُ أصلاً وإنْ كان بِمعناه» ؛ الرعاية فى علم الدراية ، ص ٣١٥ و سخن علّامه مامقانى : «لا كلامَ ظاهراً فى عدمِ جوازِ نقلِ الأحاديثِ الواردةِ فى الأدعيةِ والأذكارِ والأورادِ بِالمَعنَى ، ولا تَغييرِها بِزيادةٍ ولا نقصانٍ» ؛ مقباس الهداية ، ج ٣ ، ص ٢٥٠. [٢] الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٥٤.