در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٦٢
نجمى ارجاع مى دهيم. گفتنى است قرآن ، يك پشتوانه متقن براى تأييد حديث نيز هست ، و به اخبارى كه داراى سندى ضعيف اند و يا مبتلا به معارض هستند ، امّا محتوايى هماهنگ با قرآن دارند ، اعتبار مى بخشد. {-١٥-}
ب : سنّت
پيامبر گرامى اسلام و سپس جانشينان بر حقّ او ، نزديك به سه قرن با مردم زيستند و راويان فراوانى ، گفتار و رفتار ايشان را نقل كردند و اين نقل ها چندان فراون و هماهنگ با يكديگر است كه مفاد آنها اگر چه به حدّ باورهاى ضرورى دين و مذهب نمى رسد ، امّا به صورت يك معيار شاخص و مستقل براى سنجش ديگر نقل ها درآمده است . به عبارت ديگر ، روايات ناقل اين سيره و سنّت ، يك دسته به هم پيوسته را تشكيل مى دهند كه ضمن تأييد يكديگر و ارائه يك مفهوم مشترك ، نقل هاى ناهمخوان با خود را به كنار مى زنند و نادرستى آنها را برملا مى سازند ؛ چه ، پيشوايان دينى ما ، نه سخنان متناقض مى گفتند و نه رفتارهايشان با هم ناهمخوان بود. امامان عليهم السلام ، خود بر اعتبار سنّت نبوى و سيره عملى و احاديث قبلى تأكيد كرده اند و به صراحت گفته اند: لا نرخّص فيما لم يرخّص فيه رسول اللّه ، ولا نأمر بخلاف ما أمر به رسول اللّه ؛ [٢] ما آنچه را پيامبر خدا رخصت نداد ، رخصت نمى دهيم و خلاف با آنچه پيامبر خدا به آن فرمان داده است ، فرمان نمى دهيم. و از پذيرش حديث مخالف با اين دو ميراث گران بها باز داشته اند. امام صادق عليه السلام فرموده است : لا تقبلوا علينا حديثا إلّا ما وافق القرآن و السنّة ، أو تجدون معه شاهدا من أحاديثنا المتقدّمة ، فإنّ المغيرة بن سعيد ـ لعنه اللّه ـ دسّ فى كتب أصحاب أبى أحاديث لم يحدّث بها أبى ، فاتّقوا اللّه ولا تقبلوا علينا ما خالف قول ربّنا تعالى و سنّة نبيّنا ، فإنّا
[١] سوره مائده ، آيه ٤٨ . [٢] سوره نحل ، آيه ٨٩ . [٣] سوره فصّلت ، آيه ٤٢. [٤] ر . ك : سوره صافات ، آيه ٧ ـ ٨ ؛ سوره جن ، آيه ٢٦ ـ ٢٨ . [٥] سوره حجر ، آيه ٩ . [٦] سوره نحل ، آيه ٤٤ . [٧] تفسير القرطبى ، ج ١ ، ص ٣٨ . [٨] الكافى ، ج ١ ، ص ٦٩ . [٩] همان جا. [١٠] صحيح مسلم ، ج ٨ ، ص ١٢٧ . [١١] سوره سجده ، آيه ٤ . [١٢] المعجم الكبير ، ج ١١ ، ص ٢٩٠ . [١٣] سوره تكوير ، آيه ٨ ـ ٩ . [١٤] سوره نحل ، آيه ٥٨ ـ ٥٩ . [١٥] تحف العقول ، ص ٤٥٨ ، ٤٦٠ ، رساله امام هادى عليه السلام . [١٦] وسائل الشيعة ، ج ٢٧ ، ص ١١٤ ، ح ٣٣٣٥٤. [١٧] رجال الكشّى ، ج ٢ ، ص ٤٨٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ٢٥٠؛ ج ٦٩ ، ص ٢١١ . اين فرمايش از امام رضا عليه السلام است و راوى آن ، يونس بن عبدالرحمان است. يونس ، اين سخن را پشتوانه كار نقد و ردّ برخى احاديث كوفيان نمود و در پاسخ اعتراض آنان ، بدين روايت استشهاد كرد . [١٨] وسايل الشيعة ، ج ٢٧ ، ص ١٢٢ ، ح ٣٣٣٧٣ ، و نيز : ص ١٢٣ ، ح ٣٣٣٨١. [١٩] همان ، ص ١١٤ ، ح ٣٣٣٥٤ . [٢٠] الاستبصار ، ص ٢٣٠ ، ح ٧٧٩ . [٢١] همان جا ؛ گفتنى است مى توان جمله امام عليه السلام را به شكل استفهام انكارى خواند «ليس عليها قضاء؟!» ، و در اين صورت ، امام به گونه اى ديگر ، يعنى با تقرير و اثبات قضاى نماز بر آن زن ، نمازهاى مغرب او را باطل دانسته اند و در هر حال ، ظاهر اوليه حديث مقبول نيست . [٢٢] الكافى ، ج ٧ ، ص ٣٠١ . [٢٣] الحدائق الناضرة ، ج ١١ ، ص ٤٠٠ . [٢٤] كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ٢٨١ ، ح ١٢٧٨ . [٢٥] الحدائق الناضرة ، ج ١١ ، ص ٣٩٨ .