در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٠٩
نماز مى خواند. سپس هنگامى كه خداوند متعال فتح و پيروزى ها را پيش آورد ، حضرت فرمود: من از خود مؤمنان به آنان اولى هستم. هركس بميرد و بدهكار باشد ، ادايش با من است ، و اگر مالى باقى بگذارد ، براى وارثانش است. در همين راستا ، مى توان نمونه هاى ديگرى آورد كه ما تنها به ذكر نشانى آنها اكتفا مى كنيم. [١] نكته اى كه مى توان آن را در اين بخش افزود ، يافتن مستندات اقوال بزرگانى همچون شيخ طوسى و محقق حلّى است. علّامه مجلسى ، گاه كه به مستند قول اين بزرگان در كتاب هاى شيعه دست نيافته است ، با فحص و تتبع فراوان ، روايتى از اهل سنّت را ارائه مى كند و احتمال مى دهد كه اعتماد گوينده بر آن بوده است. به عبارت ديگر ، آن قول را به گونه اى مستند ساخته و تأييد نموده است؛ زيرا علّامه مجلسى در ابواب مخصوصى همانند اذكار و ادعيه ، تسامح در سند و طريق را جايز مى داند. [٢] از اين رو ، پس از نقل قول شيخ در مبسوط كه براى سماع اذان ، دعا و ذكر خاصى را ذكر مى كند ، مى گويد: أقول: روى البخارى مثل الدعاء الأوّل عن النبيّ ، و أنّ من قاله حين يسمع النداء ، حلّت له شفاعتى ، و روى أبو داوود الدعاء الثانى عن اُمّ سَلَمة ، عن النبيّ صلى الله عليه و آله ، و لعلّه رحمه اللّه أخذهما من كتبهم؛ [٣] چنين مى گويم كه بخارى مشابه دعاى اوّل را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است و آن ، اين كه هر كس آن را هنگام شنيدن اذان بگويد ، شفاعتم برايش روا مى باشد ، و ابو داوود دعاى دوّم را از ام سلمه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است ، و شايد ايشان [ شيخ طوسى ] ، اين دو ذكر و دعا را از كتاب هاى آنان اخذ كرده است. براى مورد مشابه در باره علّامه حلّى ، مى توان به بيان علّامه مجلسى در ذيل روايت هشتاد از جلد هشتاد ، صفحه ١٢٧ مراجعه كرد.
[١] بنگريد : بحار الأنوار ، ج ٨١ ، ص ٣٠٤ ، ح ٢٧؛ ج ٥٧ ، ص ٣٦ ، ح ٣؛ ج ٢٨ ، ص ١٦٣ ، ح ٢٣؛ ج ٨٣ ، ص ٢ ، ح ٢ ؛ ج ٦٤ ، ص ٢٥٠ ، ح ٨٨ . [٢] بنگريد : بحار الأنوار ، ج ١ ، ص ٣٠ «فى الأدوية والأدعية لانحتاج إلى الأسانيد القوية»؛ ج ١ ، ص ٣١ «مع أنّ الامر فى سند الدعاء هيّن» . [٣] بحار الأنوار ، ج ٨١ ، ص ١٨٠ ، ح ١٢.