در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١١٦
خويش را در كتاب غريب الحديث ارائه دهد. او احاديثى را كه به سبب در برداشتن واژه هاى ناآشنا ، نامفهوم مى نمود ، با نظم و ترتيب خاصى در كتاب تقريباً بزرگ خود ، گرد آورد. اين سبك ، بر اساس ترتيب رايج كتاب هاى حديث اهل سنّت در آن زمان ، يعنى مسندنويسى بود. ابوعبيد ، به همان روش مسندنگاران ، احاديث حضرت رسول اكرم و سپس روايات اصحاب و تابعان آنها را جداگانه و در پى هم آورد ، و براى هر راوى حديث ، فصلى گشود. او در داخل فصل و مسند ، ترتيب خاصى ننهاد و پس از آوردن اسناد حديث ، به شرح واژه ناآشناى آن پرداخت. دسته بندى ابوعبيد و روش مند كردن ارائه مطالب ، مراجعان را از رنج تتبّع و جستجوى فراوان رهانيد ، و استشهادش به استعمالات قرآنى و نشان دادن كاربردهاى مشابه واژه ناآشنا در احاديث ديگرى كه از همان راوى و يا راويان ديگر روايت شده ، لغويان و محدّثان و فقيهان را به سوى كتاب كشانيد ، [١] تا آنجا كه شمر بن حمدويه هِرَوى (م ٢٥٥ ق) كه خود در فهرست غريب نويسان بزرگ سده سوم است ، مى گويد: «ما للعرب كتاب أحسن من مصنّف أبى عُبَيد؛ براى عرب ، كتابى نيكوتر از كتاب ابوعبيد نيست» [٢] . و عبداللّه ، پسر احمد بن حنبل ، آن را بر پدرش عرضه مى كند ، و احمد بن حنبل ، آن را نيكو مى شمارد و مى گويد: خدا او را پاداش نيكو دهد!. [٣] گفتنى است نقدها و خرده گيرى هايى هم بر كتاب ابوعبيد صورت گرفت ، و كسى همچون ابن قُتيبه ( م ٢٧٦ ق) به تأليف «اصلاح غلط أبى عبيد» پرداخت ، و ابراهيم حربى (م ٢٨٥ ق) ، ٣٥ حديث آن را بدون اصل دانست. [٤] در داورى ميان نقدها و اقبال ها ، مى توان اقبال به كتاب ابوعبيد را گسترده تر دانست؛ زيرا از ميان كتاب هاى متعدد تأليف شده در نيمه نخست قرن سوم ، همچون كتاب ابن
[١] تاريخ بغداد ، الخطيب البغدادى ، ج ١٧ ، ص ٤٠٥. [٢] غريب الحديث ، ابوعبيد ، تحقيق دكتر حمد محمّد حسن شرف ، ج ١ ، ص ٣٦ (به نقل از : تهذيب اللغة ، ج ١ ، ص ١٩). [٣] النزهة ، ابن الأنبارى ، ص ١٩١ . [٤] تاريخ بغداد ، ج ١٢ ، ص ٤١٣ .