در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٦٤
عنوان يكى از دو خليفه اصلى در دولت نود ساله بنى اميه ، تمام تلاش خويش را در خاموش كردن نور علوى به كار برد ، و نيز به شواهدى همچون شيوه تحديث و نام بردن حسن بصرى از امام على عليه السلام كه چون قصد حديث گفتن از اميرالمؤمنين على عليه السلام است ، از بيم بنى اميّه مى گفت: قال أبو زينب. [١] حلوانى ، استمرار اين جريان را ، موجب نسبت دادن فضايل و مناقب و حتى سخنان شيوا و بليغ اهل بيت عليهم السلام ، به رقيبان و دشمنان ايشان مى داند ، و سخنان ادبى ابن مقفع زنديق و جاحظ عثمانى و تابعان و همراهان و موافقان و همگنان اينان را ، زمينه آن مى داند كه كلمات گهربار على عليه السلام و فرزندان بزرگوارش را به چنين اشخاصى نسبت دهند و شايد كه برخى از آنان هم ، در اقتباس آشكار و پنهان از سخنان امير بيان ، على عليه السلام متهم باشند. [٢] او به صراحت اعلام مى دارد كه قصد كلى ، اطفاى نور الهى و انهدام آثار اهل بيت عليهم السلام است ، اگر چه خدا از خاموش شدن نور خود ابا دارد. حلوانى سپس عبارت سيد رضى رحمه اللهرا در تأييد گفته خود نقل مى كند كه اين دشمنان را به دو دسته جاهل ، گمراه و فرو رفته در ظلمت از يك سو و آگاه از فضايل اهل بيت عليهم السلام و عالم كاتم و حيله گر مغالطه كار مريدباز تقسيم مى كند كه هر دو دسته ، به دنبال دنياى خويش و روزى خوردن از قلم بى زخم و نيش خود هستند كه نه در كف نويسنده ، بلكه سر به چرخش چشم و دست حاكمان دارد. نكته جالب توجه ، اقتداى حلوانى به سيد رضى رحمه الله در مبارزه با اين وضعيت است. او به همان گونه كه سيد رضى رحمه الله سخنان بليغ امام على عليه السلام را برگزيد و به جمع آورى و حتى تقطيع سخنان و بخش هايى از خطبه ها و نامه هاى بلند و كوتاه حضرتش همّت گماشت كه رنگ بلاغى و ادبى داشت ، آن دسته از احاديث ائمّه عليهم السلام را آورده كه اين رنگ را بيشتر دارند. ما مى توانيم كار حلوانى را تكميل كار سيد رضى در ادامه گردآورى سخنان بليغ
[١] همان. [٢] همان و نيز صفحه پايانى كتاب ، آنجا كه گويد : و هر كس كتاب هاى ريحانى و رساله هاى او را تورّق كند ، مى داند كه همه آنها از خطبه ها و رساله ها و اندرزها و حكمت و آداب امامان عليهم السلام است .