در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٥٦
باقر عليه السلام انكار كرد و استدلال كرد كه حضرت رسول اللّه ساكن مدينه بود و ميقات او ذوالحليفه ، و بين اين دو ، شش ميل فاصله است ، و اگر اين ، فضيلت بود ، حضرت مى بايد از مدينه محرم مى گشت. بر خلاف اين گفته ، على عليه السلام مى فرمود: تا ميقات ، از لباس خود بهره جوييد. ٤ . سدير الصيرفى: قلت لأبى جعفر عليه السلام : حديث بلغنى عن الحسن البصرى ، فإن كان حقّا فإنّا للّه و إنّا إليه راجعون. قال و ما هو؟ قلت: بلغنى أنّ الحسن كان يقول: لو غلّى دماغَه حرُّ الشمس ما استظلّ بحائطٍ صيرفى ، ولو تبقّرت كبده عطشاً لم يستسق من دار صيرفى ماءً ، و هو عملى و تجارتى ، و فيه نبت لحمى و دمى ، و منه حجّى و عمرتى. فجلس ، ثمّ قال: كذب الحسن ، خذ سواءً و أعط سواءً ، فإذا حضرت الصلاة فدع ما فى يدك و انهض إلى الصلاة ، أما علمت أنَّ أصحاب الكهف كانوا صيارفة؟ [١] ؛ سدير صرّاف مى گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: حديثى از حسن بصرى به من رسيده است كه اگر درست باشد ، در خاك عزا خواهم نشست. امام گفت: آن چيست؟ گفتم: حسن مى گويد: «اگر حرارت خورشيد مغزش را به جوش آورد ، در سايه ديوار صراف نخواهد رفت ، و اگر جگرش از تشنگى بسوزد [ سوراخ شود ] ، از خانه صراف آب نمى طلبد». در حالى كه صرّافى شغل و تجارت من است ، و گوشت و خون و حج و عمره من از آن است. امام باقر نشست ، سپس فرمود: حسن دروغ مى گويد ، مساوى بده و بستان ، و هنگام نماز ، آنچه در دست دارى بنه و به نماز روانه شو. مگر نمى دانى كه اصحاب كهف صراف بودند؟! ٥ . محمّد بن مروان از راويانى است كه شاهد عرضه حديث بر امام باقر عليه السلام بوده است و آن را چنين گزارش مى كند: قال رجل: جُعلت فداك ، إنّهم يروون أنّ أمير المؤمنين عليه السلام قال بالكوفة على المنبر: لو لم يبق من الدنيا إلّا يوم ، لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يبعث اللّه رجلاً منّى يملأها قسطا وعدلاً كما مُلئت ظلما و جورا ، فقال أبو جعفر عليه السلام : نعم؛ [٢]
[١] تهذيب الأحكام ، ج ٦ ، ص ٣٦٣ ، ح ١٦١ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٣ ، ص ١٥٩ ، ح ٣٥٨٣ ؛ كنزالعمّال ، ج ٤ ، ص ٤٣ ، ح ٩٤١٩ كه نهى از صرّافى در حديثى از ابى بكرة به رسول اللّه نسبت داده شده است . [٢] غيبت طوسى ، ص ٤٦ ، ح ٣٠ .