در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣١
آنها ، از طريق گردآورى قرينه هاى مخالف است و همين ، براى آغاز كار ميدانى و تجربى كافى است. اگرچه مى توان ادعا كرد كه بسيارى از احاديث اخلاقى در ميدان تحقيق ، تاب مى آورند ، اما پيش بينى صحت يك فرضيه ، تأثيرى در ردّ و اثبات آن و لزوم پيمودن فرآيند منطقى آن ندارد. افزون بر اين ، ردّ معدودى از روايات منسوب به امامان ، ما را در بازشناسى روايات جعلى و آميخته با احاديث اصلى پيشوايان عليهم السلام يارى مى رساند و به هيچ روى ، به معناى نفى همه روايات و سقوط كلى آنها نيست. به عبارت ديگر ، هر حديث در اين فرآيند ، يك گزاره مستقل محسوب مى شود و ردّ و اثبات آن ، بر روند تحقيق ديگر احاديث تأثيرى ندارد. با اين نگرش ، به آزمون كشيدن احاديث ، نه ترديد در معصوم بودن امامان عليهم السلام است و نه ردّ احتمالى برخى از آنها ، به معناى تقدّس زدايى از حديث است. هر گاه متنى حديث دانسته شده ، در فرآيند تحقيق تاب نياورد ، آن را تا ظهور شك و ترديدهايى در صحت شيوه و نتيجه آزمون ، كنار مى نهيم و معتقد مى شويم كه راويان اشتباه كرده اند و يا به نادرستى به راويان منسوب شده است ، و يا دلالت آن ابهام دارد و نيازمند قرينه هايى براى ارائه فهم روشمند و صحيح از آن است. در اين صورت ، ادله تسامح در سنن را شامل آن نمى دانيم ، بلكه اين متن را مشمول قاعده «ردّ العلم» مى دانيم كه راه اعتدال ميان ردّ يك باره و نسنجيده حديث و قبول و باور ساده لوحانه است. گفتنى است اين شيوه ، خود از احاديث برگرفته شده است. امام على عليه السلام مى فرمايد : إذا سمعتم من حديثنا ، ما لا تعرفونه فردّوه إلينا ، وقفوا عنده و سلّموا إذا تبيّن لكم الحقّ ، و لا تكونوا مَذاييع عَجلى ، فإلينا يرجع الغالى و بنا يلحق المقصّر؛ [١] چون حديثى از ما شنيديد كه به معناى آن پى نبرديد ، آن را به ما بازگردانيد و در آن توقف كنيد و آن گاه كه روشن شد ، بپذيريد و عجول و شتابزده مباشيد كه تندرو ، به سوى ما باز مى گردد و كندرو ، به ما مى پيوندد. اين تعامل مبارك ، يك سويه نيست و بهره هايى از حديث ، نصيب علم و بهره هايى از علم ، نصيب حديث مى شود.
[١] تحف العقول ، ص ١١٦ ؛ الخصال ، ص ٦٢٧. [٢] ر . ك : روش فهم حديث از همين قلم ، بخش : سير فهم حديث ، فصل : احاديث متعارض. [٣] ر . ك : ميزان الحكمة ، ج ١ ، ص ٦١٣ ، باب ٨٢١ «يطرد الحزن» . [٤] همان ، حديث ٤ و ٣٨٠٣.