در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٣٢
بازگو كردن آن] كم و زياد مى كنم ، [حكمش چيست؟] امام فرمود : اگر مقصودت ، رساندن همان معانى [كه من گفتم ]باشد ، اشكالى ندارد» . در حديث بعدى داوود بن فرقد همين مسئله را با امام صادق عليه السلام در ميان مى گذارد و مى گويد : «إنّى أسمع الكلام منك فأريد أن أرويه كما سمعته منك ، فلا يجيئ . قال: فتعمد ذلك؟ قلت: لا ، فقال: تريد المعانى؟ قلت: نعم ، قال: لابأس ؛ [١] من از شما سخنى را مى شنوم و مى خواهم آن را همانگونه كه از شما شنيده ام روايت كنم ، امّا [الفاظش به زبانم] نمى آيد. حضرت فرمود: اشكالى ندارد» . گفتنى است هر دو روايت صحيح است و بسيارى از افراد واقع در اسناد آنها از بزرگان و روايان موثّق و مشهور شيعه هستند. روايات ديگرى نيز در اين باره موجود است. [٢] و ممكن است روايات بيشترى نيز يافت ، امّا براى بررسى ديدگاه علّامه شعرانى رحمه اللهكافى است به حواشى ايشان بر شرح ملّا صالح در ذيل اين دو حديث مراجعه مى كنيم. ملّا صالح در شرح حديث اوّل مى گويد : «هذا الحديث الصحيح حجّة لمن قال بجواز نقل الحديث بالمعنى [٣] ؛ اين حديث صحيح ، براى كسانى كه قائل به جواز نقل معناى حديث است ، حجّت [ شرعى ]است» . و علّامه شعرانى به اين بخش از عبارت هيچ تعليقه و حاشيه اى نزده و اين بر اساس شيوه تعليقه نويسى ، به معناى قبول و موافقت با آن است. در شرح حديث دوّم نيز ملّا صالح مازندرانى به تفصيل گراييده و احتمالات معنايى متعدّدى را در هريك از بخش هاى كلامى حديث ارائه و سپس برخى را ترجيح داده است ، امّا در پايان آن چنين نوشته است : «و فيه على جميع الاحتمالات دلالة على جواز نقل الحديث بالمعنى ، فهو حجّة لمن يجوزه» . [٤] «و حديث بر همه فروض ، دلالت بر جواز نقل به معناى حديث دارد و آن
[١] همان ، ح ٣. [٢] بنگريد : بحار الأنوار ، ج ٢، ص ١٦١ ، كنز العمّال ، ج ١٠ ، ص ٢٣٠ ، ٢٣٦. [٣] شرح ملّا صالح ، ج ٢ ، ص ٢٥٤. [٤] همان ، ص ٢٥٨.