در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٥٢
اسرائيل را وادار به اين حكم كرد؟ بر فرض وادار شده باشند كه به اين حكم سخت و غير متعارف عمل كنند ؛ آيا قطع گوشت به نجاستِ بيشتر نمى انجامد ؟ پيگيرى اين حديث ، تأثير كاربرد نقل معنا را در تغيير معناى حديث نشان مى دهد. نقل همين حديث در تفسير على بن ابراهيم ، به گونه اى است كه اين اشكال را ندارد و به ما كمك مى كند تا تغيير صورت گرفته را تشخيص دهيم و چگونگى نقل معنا را حدس بزنيم. على بن ابراهيم در شرح آيه: « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى التَّوْرَاةِ وَالإِْنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَـتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَْغْلَـلَ » [١] مى گويد : يعنى الثِقْلَ الذى كانَ على بَنى إسرائيلَ وهو أنَّه فَرَضَ اللّهُ عليهم الغُسلَ والوضوءَ بِالماءِ ولَمْ يحِلَّ لَهم التيمُّمُ ولا يحِلُّ لهم الصلاةُ إلا فى البِيعِ والكنائِسِ والمَحاريبِ ، وكان الرجُلُ إذا أذْنَبَ ، خَرَجَ نَفَسُه مُنْتِنَاً فَيعلَمُ أنَّه أذنَبَ ، وإذا أصابَ شيئاً مِن بَدنِه البولُ قَطَعُوه ، ولَمْ يحِلَّ لَهم المَغْنَمُ. فَرَفَعَ ذلك رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عن أمَّتِه. [٢] مراد از «وَ الْأغْلالَ الَّتِى كانَتْ عَلَيهِمْ» ، بار سنگينى است كه بر دوش بنى اسرائيل بود و آن اين كه خداوند ، غسل و وضو با آب را بر آنان واجب ساخته بود و تيمّم برايشان روا نبود ؛ نماز براى آنان جز در كليساها و كنيسه ها و ديرها ، جايز نبود ؛ هنگامى كه كسى گناه مى كرد ، نفَسش بدبو مى شد و همگان مى فهميدند كه گناهى از او سرزده ؛ هرگاه بول به بخشى از بدنشان اصابت مى كرد ، با او قطع رابطه مى كردند ؛ و غنيمت برايشان حلال نبود . اما رسول خدا صلى الله عليه و آله اينها را از امّتش برداشت . به احتمال فراوان ، عبارت نخستين حديث ، «قَطَعُوه» و به معناى قطع رابطه بوده است ، نه قطع عضو و ضمير « ه » نيز به شخص باز مى گشته و نه اندامِ نجس شده؛ و عبارت «لُحومَهم بِالمَقاريضِ» نيز در فرآيند نقل معنا افزوده شده است. يعنى بنى اسرائيل چنين
[١] كسانى كه از اين فرستاده و پيامبرِ درس ناخوانده خط ننوشته همان كسى كه [نام و مشخصاتِ] او را نزد خود در تورات و انجيل ، نوشته مى يابند ، پيروى مى كنند ؛ [پيامبرى] كه آنان را به هر كار پسنديده فرمان مى دهد و از هر كار زشت ، باز مى دارد و پاكيزه ها را بر آنان حلال مى كند و ناپاك و پليدها را بر آنها حرام مى كند و بار سنگين آنان را و زنجيرهايى را كه بر گردنشان است ، از آنها بر مى دارد ، سوره اعراف ، آيه ١٥٧. [٢] تفسير القمى ، على بن إبراهيم القمى ، ج ١ ، ص ٢٤٢ ؛ وسائل الشيعة ، ج ٣ ، ص ٣٥١ ، ح ٣٨٤٢ (به نقل از على بن ابراهيم).