در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٣٣
نهفته و لطايف ناگفته آنان را بازگو كرده است. او براى رسيدن به اين مقصود ، از همه اندوخته غنى علمى خويش بهره برده ، و ادب وفقه و اصول و تفسير را به منظور استخراج اين بديعه هاى نغر ، يك جا مورد استفاده قرار داده ، واز قاعده هايى بهره گرفته كه گرچه ناگفته اند ، اما ناپيدا نيستند. ما با قالب بندى آنها و دادن يك سير منطقى ، سعى در گردآورى و دسته بندى تلاش هاى فقه الحديثى او در محدوده شرح بزرگش روضة المتقين داريم . روضة المتقين ، شرح عربى او بر كتاب من لا يحضره الفقيه ، يكى از كتب اربعه حديث شيعه است . از ويژگى هاى كتاب من لا يحضره الفقيه و به تبع آن روضة المتقين ، آن است كه افزون بر احاديث فقهى ، بر احاديث اخلاقى و موعظه ها نيز مشتمل است و توان شارح را در هر دو حوزه وسيع فقه و اخلاق ، نمود مى دهد . چهار جلد اين شرح به تفصيل ديده شده است [١] و به يكى دو جلد در مناسبت هاى خاص مراجعه كرده ام . از اين رو ، جاى تحقيقى جامع تر و با ارائه شواهد بيشتر موجود است ، و كمبود منابع و متون در زمينه فقه الحديث ، ايجاب مى كند كه انديشمندان جوان ، نوشته هايى نوتر و عميق تر را ارائه دهند . ما ابتدا فقه الحديث را از ديدگاه مقبول معاصر تعريف مى كنيم و جايگاه و اهميت آن را بازگو كرده ، و سپس سير منطقى و متداول فهم حديث ، به ويژه احاديث نيازمند به شرح و تفسير را بر شمرده و ضمن توضيح مختصر هر مرحله ، مصداق ها و نمونه هايى از فعاليت هاى انجام پذيرفته از سوى محمّد تقى مجلسى رحمه الله را ارائه مى دهيم .
تعريف فقه الحديث
فقه الحديث ، دانشى است كه به بررسى متن حديث مى پردازد و با ارائه مبانى و سير منطقى فهم آن ، ما را به مقصود اصلى گوينده حديث نزديك مى گرداند.[٢] اين مبانى و شيوه ها كه از قواعد ادبى ، اصولى و كلامى و ديگر قوانين عقلى و عقلايى استخراج گشته است ، و در قالب يك سير منطقى و جريان پويا تعريف مى گردد ، ما را در يافتن معناى اصلى حديث و فهم درست و برتر مقصود آن و نيز جاى دادنش در يك نظام
[١] ؟؟؟ ، ج ١ ، ٨ ، ١٢ و ١٣ . [٢] براى آگاهى بيشتر از تعريف و نيز ديدگاه هاى ديگر ، بنگريد : روش فهم حديث ، ص ٧ . [٣] دانش هاى حديثى ، در يك دسته بندى كلى ، به دانش هاى مربوط به رجال و سند حديث و علوم مرتبط با متن و محتواى آن تقسيم مى شود. دسته سوم دانش هاى حديثى نيز ، به هر دو بخش سر مى كشد و يا از فرآورده هاى هر دو دسته براى ابداع و حلّ مسائل خود كمك مى گيرد. دسته نخست و مسائل مربوط به احوال راويان و معاصرت و اتصال طبقات آنان با يكديگر ، و مشكلات مربوط به اسناد روايات ، در علم «رجال» ساماندهى شده و يارى گر حجيّت و مقبوليت حديث بوده است. دسته دوم علوم ، حديث همان فقه الحديث است ودسته سوم ، با شاخه هايى همچون مصطلح الحديث ، نقد حديث و تاريخ و كتاب شناخت حديث ، بيشتر ناظر به مسائل برونى و جانبى حديث هستند و در كنار دوگونه پيشين ، دانش هاى حديثى را سامان مى بخشند.