در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٢٣
١٥ . محمّد بن عثمان بن علاّن الدهنى البغدادى [١] . ١٦ . محمّد بن همّام بن سهيل بن بيزان ، أبو على الكتاب الاسكافى (م ٣٣٢) . [٢] ١٧ . محمّد بن يعقوب بن اسحاق الكلينى (م ٣٢٩) . [٣] ١٨ . موسى بن محمّد ، أبوالقاسم القمى (نعمانى در سال ٣١٣ از او حديث شنيده است) [٤] . ١٩ . يوسف بن أحمد (محمّد خ ل) الجعفرى. [٥] نعمانى ، داستانى را از او نقل مى كند : يوسف بن أحمد [ محمّد ] جعفرى براى من گفت : چون در سال ٣٠٦ حج گزاردم ، تا سال ٣٠٩ در مكه مجاور شدم و سپس به شام بازگشتم . در راه به چهار نفر برخوردم... . از اين نقل معلوم مى شود كه نعمانى در اوايل قرن چهارم ، در شام به سر مى برده است كه با بقيه اطلاعات همخوانى دارد ؛ زيرا ، چنان كه مشهود است ، بسيارى از مشايخ نعمانى ، در اواخر قرن سوم و دهه هاى اوليه قرن چهارم هجرى مى زيسته اند و به تبع ، نعمانى خود نيز با فاصله اى بيش از سه دهه عقب تر ، در همين عصر و نيمه نخست قرن چهارم زندگى مى كرده است .
شاگردان نعمانى
با دست يافتن به دوره زندگى راويان و شاگردان نعمانى و درست به همان شيوه استدلال در بحث قبلى ، يعنى با احتساب عمر متوسط علمى هر طبقه ، مى توان به گونه ديگر عصر نعمانى دست يافت . ما چهار تن از راويان را مى شناسيم كه از نعمانى حديث نقل كرده اند : ١ . محمّد بن على الشجاعى[٦] الكاتب ، أبوالحسين .
[١] غيبت نعمانى ، ص ١٨ ، در ابتداى كتاب واژه «شجاعى» به «البجلى» تبديل شده است .