در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٨٥
أضف إلى ذلك أنّ ما ذكره من السند لروايات الإمام العسكرى ـ على ما عرفت [١] ـ يدلّ على أنّه ليس من تأليف صاحب التفسير ، إذ لم يعرف له مثل هذا السند؛ بر آن بيفزاى كه سند روايت هاى منقول از امام حسن عسكرى عليه السلام در كتاب احتجاج ، بر اين دلالت مى كند كه اين كتاب از تأليفات أبوعلى طبرسى ، صاحب تفسير مجمع البيان نيست؛ زيرا او چنين سند و طريقى ندارد. گفتنى است معاصرت نسبى اين دو طبرسى ، مى تواند زمينه چنين پندارى را فراهم كرده باشد ، به ويژه آن كه هر دو ، استاد ابن شهر آشوب بوده اند ، اما با توجه به شاگردى ابن شهر آشوب نزد هر دوى آنان و اطلاع وسيع او از عالمان معاصر خويش و كتاب هاى آنان و همچنين تأييد ابن طاووس و برخى عالمان ديگر ، بايد سخن ابن شهر آشوب را در انتساب كتاب به ابومنصور طبرسى پذيرفت. اعتبار كتاب احتجاج از جهت ديگرى نيز بايد مورد بررسى قرار گيرد و آن ، بررسى اسناد احاديث آمده در كتاب است. مى دانيم كه طبرسى در قرن پنجم و ششم به سر مى برده و اين ، به معناى فاصله اى حدود سه قرن تا آخرين حلقه عصر حضور ائمه است و بنا به قوانين علم رجال ، چنين فاصله اى تنها يا بايد از طريق حدود ده واسطه انسانى پوشانده شود و يا مؤلّف ، منبع مكتوب و سند مشهورى را پشتيبان احاديث منقول خود كند ، اما طبرسى به ادله اى كه خواهيم آورد ، هيچ يك از اين دو طريق را ارائه نمى دهد و از اين رو ، احاديث كتاب خود را مرسل و رها مى سازد. اگرچه برخى عبارت هاى طبرسى نشان دهنده آن است كه به برخى از روايات كتاب سند صحيح و موثق دارد ، اما در همان جا هم به ذكر طبقات بالاى سند و يا آخر آن اكتفا مى كند. او تنها به توصيف كلى سند مى پردازد و مثلاً در ذكر ماجراهاى وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و در توصيف طريق شيبانى مى گويد: بإسناده الصحيح عن رجال ثقة؛ [٢] با سند صحيح خود از مردانى كه موثق و قابل اعتمادند. از سوى ديگر ، مأخذ مكتوب طبرسى چندان دلچسب نيستند. او از كتاب سليم بن
[١] طبرسى سند منقولات خود از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام را آورده است. [٢] احتجاج ، طبرسى ، ج ١ ص ٨٩ .