در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٤٨
و ويژه هر نقل را لزوماً نادرست دانست و آنها را كنار افكند؛ زيرا فرض ، اين است كه راوى ، تغييرى در معناى آن نداده و گزينش واژه ها براى همان معنا بوده و عبارت جديد را با توجه به متن و در راستاى انتقال دقيق معنا ، ساخته و پرداخته است. [١] گفتنى است نمى توان تخطّى راويان را از اين شيوه متداول انكار كرد و محتمل است راوى به پندارِ خود ، همه مضمون حديث را به درستى و بدون تغيير معنايى ، در قالبى جديد ريخته و نقل كرده باشد؛ اما در واقع چنين نباشد و او خطا كرده باشد. با اين حال ، اين احتمال خطا ، به وسيله اصول عقلايى و با توجه به صفات راويانى كه نقل و روايتشان مقبول است ، ناديده گرفته مى شود و با آن ، مانند ديگر احتمالات در حوزه هاى گوناگون مرتبط با نقل حديث ، رفتار مى شود ؛ زيرا وقوع خارجى چنين خطاهايى در باره راويانِ ضابط ، عادل ، مقبول و معتبر ، هرچند محتمل است ، اندك و قابل اغماض است؛ مانند: احتمالِ درست نشنيدن حديث (در نقل شفاهى) و يا نادرست خواندن عبارت آن (در نقل كتبى). ازاين رو ، بر طبق اين قاعده ، اگر يك نقل ، با قدر مشترك نقل هاى ديگر همخوان نباشد ، اعتبار ندارد؛ اما اين ، بدان معنا نيست كه جزء غير مشترك هر يك از نقل ها به دليل آن كه تكرار نشده ، ثابت نشود؛ بلكه همه اجزاى غير مشترك نيز به تنهايى معتبرند و همچون هر خبر واحد ديگرى ، تا جايى كه نقل ديگرى با آن معارض نباشد ، حجّيت دارند و به صرف اختلاف در خصوصيات غير مؤثّر در معنا ، از حجيت نمى افتند ؛ چرا كه مى توان دو گونه نقل را با هم ، درست دانست و اين گونه گفت كه يك راوى ، بخشى از سخن امام را به يك شكل بازگردان كرده و راوى دوم ، همان معنا را با واژه هايى ديگر رسانده است . به عبارت ديگر ، درستى يك نقل ، مبتنى بر يكسان بودن همه الفاظ آن با الفاظ صادر شده از معصوم ، نيست و از اين رو ، چه بسا هر دو متنى كه به شيوه نقل معنا گزارش شده اند ، درست باشند.
[١] ايشان مى گويد : فما هو شائع بين بعض فقهائنا المتأخرين خصوصاً بين من تأخّر عن الشيخ الانصارى قدس سره من استنباط الاحكام من هذه الدقائق المستنبطه من ألفاظ الروايات بتدقيقاتهم غير مبتن على اساس متين ؛ (حاشيه شرح ملا صالح بر كافى ، ج ٢ ، ص ٢٥٨) ، و در جايى ديگر مى نويسد : ينبغى لمن أراد أن يعرف مقدار اختلاف الروايات فى الالفاظ و حفظ المعنى وحده أن يقابل بين الروايات المختلفه لخبر واحد كهذا الخبر حتى يعلم أنّ طريقة أهل عصرنا فى التمسّك. لمزايا الالفاظ المرويه ودقائقها ودعوى الظنّ الاطمينانى بصدورها غير معتمدة ، (حاشيه شرح ملا صالح بر كافى ، جلد ٣ ، ص ٢١٦ ، ٢١٧). [٢] شرح كافى ، ج ٢ ، ص ٢٥٧. [٣] همان ، ص ٢٥٧ و ٢٥٨. [٤] علّامه شعرانى رحمه الله در حاشيه دوّم ، ص ٣٧٨ از جلد دوّم شرح كافى كه تا صفحه بعد ادامه مى يابد ، اطمينان به حفظ و نقل همه خصوصيات الفاظ را از سوى راويان ، محال مى داند و در جلد چهارم همين شرح ، صفحه ٢٦٢ ، اين احتمال را بعيد مى خواند . [٥] إنْ أصَبْتَ فيه ، فلا بأسَ ، بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ١٦١.