در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٧٣
با گفتار و كردار و نوشته و رساله ، پرسشهاى آشكار و نهفته راويان را پاسخ داده و اشكالات و شبهه ها را حل مى نمودند. [١] كتابهايى از قبيل: مسائل على بن جعفر ، مسائل الرجال ، المكاتبات حميرى و توقيعات ارزشمندى كه از امام عصر(عج) و پدران بزرگوارش صادر شده است ، شاهد اين مدّعايند كه احاديث ، نه در خلأ ، كه در عرصه علمى معاصر خود ، صدور يافته اند ، و نه در كتاب ، كه در فضاى گاه تب آلود سياسى و اجتماعى روزگار خويش ، جاى گرفته اند . از اين رو ، يافتن سؤال نهفته و ذهنى و يا آشكار و علنى راوى و يا پرسشگر ـ كه خود ، نخستين مخاطب حديث است ـ ما را به محور اصلى پاسخ و هسته درونى آن ، رهنمون مى كند ؛ خواه اين سؤال و جواب در يك مجلس بوده و به گونه شفاهى اتّفاق افتاده باشد ، خواه به صورت كتبى نوشته شده و پاسخش روزها و هفته ها بعد رسيده باشد و يا سؤال ، آن قدر رايج و مشهور بوده كه سخن امام به آن متوجّه بوده ، بى آن كه كسى پرسيده باشد . توجّه به سؤال راوى و نقش آن در فهم پاسخ امام در زمينه احاديث عقيدتى و فقهى ، بيش از زمينه هاى ديگر رخ داده است و بسيارى از فقيهان ، در مباحث فقهى ـ حديثى خود ، از سؤال موجود در حديث ، استفاده كرده ، آن را قرينه اى براى تعيين مراد نهايى امام دانسته اند و گاه ، ظهورى كاملاً متفاوت از آنچه از حديث بدون سؤال مى فهميم ، به حديث نسبت داده اند [٢] و يا به قرينه پرسش راوى ، يكى از چند معناى محتمل حديث را برگزيده و بقيه را كنار نهاده اند. [٣] فقها ، گاه اطلاقات پاسخ را به قرينه سؤال مقيّد كرده اند ، گاه عمومات آن را تخصيص زده اند [٤] و گاه از انعقاد و شكل گيرى اطلاق و عموم ، جلوگيرى
[١] ر . ك : مقاله «عرضه حديث» در همين مجموعه. [٢] رياض المسائل ، ج ٩ ، ص ٢٩٧ ، در باره وقف كه به قرينه پرسش راوى از صحّت وقف ، عبارت «يرجع ميراثا» را در كلام امام ، غير قابل حمل بر معناى حقيقى خود دانسته و آن را بر معناى مجازى حمل كرده است . [٣] مستند الشيعة ، ج ٧ ، ص ١٥٣ (در مسئله شك در ركعات نماز) ؛ جواهر الكلام ، ج ٥ ، ص ٣١٠ (مسئله تماس با قطعه جدا شده از بدن حيوان) . [٤] الصلاة ، شيخ انصارى (چاپ قديم) ، ص ٣٩٢ (در مسئله افزودن قصد مسافرت به شروط عقد صلاة) .