در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٨٢
مخاطب و مفروضات و پيش فرض هاى ذهنى او و هم سلكان اوست . اين نوعى قرينه مقامى محسوب مى شود و فقيهان از اين نكته هم در فهم و جمع اخبار استفاده نموده اند . جالب توجه است كه اين قاعده كه مقبول در هنگام تطبيق بر مصاديق چندان آسان نيست و كشف خصوصيات دخيل در حكم و جداسازى ويژگى هايى از مخاطب كه در حكم تأثير دارند از خصوصياتى كه اين تأثير را ندارند ، نيازمند تأمل و دقت است . مجلسى رحمه الله خود در جايى با شيخ صدوق مخالف است و نظر او را در تطبيق بر مسئله اى مشهور نمى پذيرد . اين مسئله مشهور و كهن همان مسئله ريش سپيد و چگونگى مواجهه با آن است . در اسلام ، موى سپيد احترام و وقار و زينت مؤمن شمرده شده است و رعايت ريش سپيدان قوم لازم است ، اما رواياتى چند به رنگ و خضاب كردن آن فرمان داده و در باره جواز كندن و بريدن و كوتاه كردن آن هم رواياتى به ظاهر متعارض داريم . شيخ صدوق پس از نقل نهى از «نتف شيب» از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله [١] به گزارش نظر امام على عليه السلام مى پردازد كه : امام عليه السلام كوتاه كردن موى سفيد را مورد اشكال نمى دانست ولى كندن آن را مكروه مى شمرد . [٢] و از اين رو نهى از «كندن موى سفيد» را نهى كراهتى و نه تحريمى مى گيرد و از امام صادق عليه السلام روايتى در تأييد خود مى آورد : لا بأس بجزّ الشيب ونتفه ، وجزّه أحبّ إلىّ من نتفه ؛ [٣] چيدن و كندن موى سپيد اشكال ندارد ، ولى چيدن آن از نظر من بهتر از كندنش است . و سپس مى گويد : اخبار معصومان عليهم السلام در باره يك حالت اختلاف ندارد ؛ زيرا ريشه صدور همه آنها از ناحيه خداوند متعال است بلكه اختلاف اخبار مربوط به اختلاف حالت هاست [٤] .
[١] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ١٣٠ ، ح ٣٣٨ . [٢] همان ، ص ١٣١ ، ح ٣٣٩ . [٣] همان ، ح ٣٤٠ . [٤] همان ، ص ٣٣٦ .