در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٨٥
از اين رو براى پى بردن به مضمون حديث و حكم نهايى دادن و حجّت شرعى داشتن ، بايد همه احاديث مشابه و هم مضمون را در باره سؤال و موضوع خود گرد آورد و سپس به احاديث مختلف و معارض و ناسخ نيز توجه كرد . ما دسته اول يعنى احاديث هم مضمون را«خانواده حديث» ناميده ايم و از ضرورت تشكيل آن و فوايد متعدد آن در جايى ديگر سخن گفته اي [١] و در آنجا بر اين نكته اصرار ورزيده ايم كه محدثان شيعه بر اين روش ، يعنى گرد آورى تا سرحدّ امكان روايات يك موضوع براى شرح و تبيين و نتيجه گيرى ، اصرار و استمرار داشته اند و از بدو تولّد جوامع كهن حديثى مانند المحاسن برقى و الكافى كلينى و تهذيب الاحكام شيخ طوسى و كتاب من لا يحضره الفقيه از شيخ صدوق تا جوامع متأخر مانند بحار الأنوار و وسائل الشيعة و حتى تك نگارى هاى حديثى ، هماره شاهد نگرش موضوعى به حديث و كنار هم نشاندن احاديث هم مضمون بوده ايم و اساس شرح هاى فيض كاشانى بر كتب اربعه و كار سترگ او در يكپارچه كردن آنها ، همان گردهم آوردن موضوعى اين كتابها بوده و شرح هاى لغوى ، تأويل ها و كيفيت جمع اخبار متعارض و متخالف نيز در كنار و سايه اين چينش موضوعى است . از اين رو مبالغه نخواهد بود كه روش شارح بزرگ مورد نظر ما ، جناب مجلسى رحمه الله را نيز همين اصطياد احاديث هم موضوع و مرتبط با متن كتاب من لا يحضره الفقيه و آوردن آنها در ذيل هر متن نيازمند شرح بدانيم . اگر تورّقى كوتاه در هر يك از مجلّدات روضة المتقين كنيد ، به سرعت و سادگى ، خواهيد ديد كه در هر صفحه شرح ، حديثى از الكافى و يا التهذيب و ديگر كتب حديثى داريم و شارح با اتكاى به آنها ، مجملات متن را تفسير و يا احكام ماتن را ردّ يا تأييد كرده است . كار علّامه مجلسى در گرد آورى روايات متشابه در همين يافتن احاديث ، خلاصه نمى شود . او پس از به چنگ آوردن روايات به چند كار دست مى زند . گاه اجمال لغت و يا تركيب كلى اخبار را با كمك هم برطرف مى كند ، گاه حكم عمومى و مطلق آنها را تتخصيص و تقييد مى زند و گاه به حلّ دلالى و نه سندى ميان اخبار متعارض مى پردازد .
[١] اختيار معرفة الرجال ، ج ٢ ، ص ٤٩٠ ، ش ٤٠١ . [٢] م روش فهم حديث ، بخش دوم ، سير فهم حديث ، فصل «خانواده حديث» .