در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٦٣
إذا حدّثنا ، قلنا : قال اللّه عز و جل ، و قال رسول اللّه ؛ [١] انتساب هيچ حديثى را به ما نپذيريد ، مگر آنچه كه موافق قرآن و حديث باشد يا شاهد و قرينه اى بر آن ، از احاديث قبلى ما بيابيد ؛ زيرا مغيرة بن سعيد ـ لعنت خدا بر او باد ـ ، احاديثى را در كتاب هاى ياران پدرم داخل كرد كه پدرم آنها را نگفته بود. پس پروا پيشه كنيد و انتساب حديثى را به ما كه با گفته خدايمان و سنّت پيامبرمان مخالف است ، نپذيريد ، كه ما چون حديث گوييم ، مى گوييم: «خداوند عز و جل و پيامبر خدا فرمود». گفتنى است اين معيار ، متأخّر از قرآن است و هنگامى به كار مى آيد كه حديث ، از صافى ناسازگارى با قرآن ، گذشته باشد. احاديث دعوت كننده به كاربرد اين معيار ، خودْ بر اين ترتيب ، گواهى مى دهند ، اگرچه برخى صراحت بيشترى دارند ؛ مانند: ما جاءك عنّا فقس على كتاب اللّه عز و جل و أحاديثنا ، فإن يشبههما فهو منّا ، و إن لم يكن يشبههما فليس منّا؛ [٢] هر چه از ما به تو مى رسد ، با كتاب خدا و سخنان ما بسنج ، اگر مشابه آنها بود ، از ماست و اگر شبيه نبود ، از ما نيست. و نيز اين روايت: فما كان فى كتاب اللّه موجودا ، حلالاً أو حراما ، فاتّبعوا ما وافق الكتاب ، و ما لم يكن فى الكتاب فاعرضوه على سنن رسول اللّه ؛ [٣] پس آنچه در كتاب خدا بود ، حلال يا حرام ، از حديثِ موافق آن پيروى كنيد و در مورد آنچه كه در كتاب نبود ، آن را بر سنّت پيامبر خدا عرضه داريد. سفارش هاى مكرّر امامان عليهم السلام ، توسط فقيهان و محدّثان بزرگ شيعه مورد عمل قرار گرفت و آنان ، پس از مقايسه روايت با بقيه روايات ، اگر آن را همخوان و سازگار با آنها مى يافتند و يا به جمع عرفى ميان آن و بقيه پى مى بردند ، بدان عمل مى كردند و چون چنين
[١] رجال الكشّى ، ج ٢ ، ص ٤٨٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ٢٥٠؛ ج ٦٩ ، ص ٢١١ . اين فرمايش از امام رضا عليه السلام است و راوى آن ، يونس بن عبدالرحمان است. يونس ، اين سخن را پشتوانه كار نقد و ردّ برخى احاديث كوفيان نمود و در پاسخ اعتراض آنان ، بدين روايت استشهاد كرد . [٢] وسايل الشيعة ، ج ٢٧ ، ص ١٢٢ ، ح ٣٣٣٧٣ ، و نيز : ص ١٢٣ ، ح ٣٣٣٨١. [٣] همان ، ص ١١٤ ، ح ٣٣٣٥٤ .