در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٢٤٩
اين ، بدان معنا است كه ما مى توانيم بر بخش بزرگى از متون احاديث ، اصرار بورزيم و از تكرار آنها در مجموعه ها و كتاب هاى حديثى ، به صدورشان اطمينان بيابيم و با يافتن خانواده حديث و ديدن مجموعى روايات ، نقل هاى شاذ و نادر را به كنار نهيم. آرى ، در فرض اختلاف و تعارض دو نقل ، هر دوى آنها از حجّيت ساقطر مى شوند؛ ولى اين ، مختصّ نقل به معنا نيست و حتى دو نقل صريح و عيناً مطابقِ الفاظِ صادر شده از معصوم هم اگر با يكديگر متعارض شوند ، از حجّيت مى افتند؛ زيرا در اين صورت ، اصل عقلايىِ عدمِ خطا ، به دليل نادرستى «ترجيح بلامرجِّح» ، قابل جريان نيست. نتيجه سخن ما اين است كه نقل معنا ، ما را از اطمينان زود هنگام به الفاظ و عبارات متن باز مى دارد ، اما اين را نتيجه نمى دهد كه اگر رنج يافتن احاديث مشابه و هم مضمون و به اصطلاح خانواده حديث را بر خود هموار كرديم و عبارتى مشترك و عباراتى همسو و غير متعارض را در آنها يافتيم بدان ها اعتماد نكنيم .
ج ـ اتحاد احاديث
از ديگر آثار شمرده شده براى پذيرش نقل معنا ، متحد كردن چند گزارش متعدد و يكى دانستن اصل سخن معصوم و واقعه است . به سخن ديگر ، احاديث متعددى كه رفتار و يا سخنى را از معصوم براى ما نقل مى كنند ، گاه به دليل تعدد واقعه و سخن و رفتار امام متعدد هستند و گاه به دليل اختلاف راويان و گزارش دهى آنان . در حالت دوم ، نمى توان سخن و رفتار معصوم را متعدد و متكرر خواند ، بلكه بايد بازگشت همه اين گزارشها را به يك حديث و آنها را متحد المعنى دانست . علّامه شعرانى نيز بر اين باور است و در ذيل شرح برخى احاديث به آن تصريح كرده و در برخى ديگر آن را مفروض گرفته است . اثر بارز اين باور ، سقوط حجيت و كاهش اعتبار همه ظرايف متن حديث است كه آن را در دامنه اى محدود و به اجمال ، و نه به گونه اى كامل پذيرفتيم . محتمل است اثر ديگرى را نيز براى يكى شدن احاديث در نتيجه شيوه نقل معنا عنوان كرد و آن را در تعيين يكى از دو سوى احاديث متعارض دخالت داد .