در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٥٢
نوشت ، با حمد و صلوات. [١] و كتابت ، اعم از تأليف و استنساخ است ، بلكه شايد ظهور و كاربرد آن ، بيشتر در استنساخ و رونويسى باشد . البته اين بدان معنا نيست كه عبارت نتواند حمل بر تأليف شود و به دنبال مؤلّف ديگرى بگرديم و همچون كاتب ناشناس نسخه محفوظ در مجموعه خطى به شماره ٦٧٦٣ در كتابخانه بزرگ آستان مقدس رضوى ، آن را به عالم نحرير ، كيدرى رحمه اللهنسبت دهيم . هر چند كه اين نسبت را برخى با تشابه ميان يكى دو روايت [٢] از الدرّة الباهرة با متن آمده در مجموعه جباعى [٣] كه آن را از قطب الدين كيدرى آورده ، تقويت كرده اند [٤] ، اما چون هيچ يك از كتاب ها و مجموعه هاى منتسب به كيدرى ، قابليت انطباق بر الدرة الباهرة را ندارد ، ناگزيريم آن را در حدّ يك احتمال و نه فراتر ، نگاه داريم . ما از خلال مأخذيابى احاديث الدرة الباهرة ، به اين حدس رسيديم كه آن ، گلچين حكيمانه اى از كتاب نزهة الناظر و تنبيه الخاطر [٥] و دو سه كتاب حديثى مشهور مانند كافى ، تحف العقول و نثر الدر است؛ زيرا در حدود سه چهارم احاديث كتاب در نزهة الناظر يافت شد و حتى ترتيب آنها ، بسان ترتيب نزهة الناظر بود. دو مؤيد ديگر نيز موجود است ، يكى آن كه با وجود انتساب برخى احاديث به امامى خاص ، از سوى همه كتاب هاى حديثى پيش از الدرة الباهرة ، آن را به امام ديگرى نسبت داده است و دقيقاً همان نسبت در نزهة الناظر موجود است. [٦] و مؤيد دوم ، شرح آمده بر حديث «من اكثر المنام ، رأى
[١] اين عبارت ، در برگه ١٣٣ و نيز ٢٦٦ به چشم مى آيد. [٢] روايت ١٦ : «المؤمن إذا مات وترك ورقة واحدة عليها علم ، تكون تلك الورقة يوم القيامة ستراً فيما بينه وبين النار» ، روايت ٦٦ : «أعربوا كلامنا ، فإنّا قوم فصحاء» نيز به همين گونه است . [٣] برگه ٦٢ و ص ١٢١. [٤] مقدّمه غاية المراد ، ص ١٩٩. [٥] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر ، كتابى به شكل تحف العقول و شبيه به مسندهاى حديثى است. نويسنده آن ، حسين بن محمّد بن حسن بن نصر حلوانى از عالمان شيعى قرن پنجم هجرى است. ما اين كتاب را نيز تصحيح و ترجمه كرده و معرفى آن را نيز در همين مجموعه آورده ايم ، ر . ك : مقاله «چشم تماشا». [٦] براى نمونه بنگريد : احاديث ص ٣٣ ، ح ٨٩ و ٩٠ ، ص ٣٩ ، ح ١١٣ ، ص ٤٢ ، ح ١٣٠ ، ص ٤٥ ، ح ١٤٩.