در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٨٦
قيس هلالى و نيز تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام نقل مى كند كه هيچ يك مقبوليت كامل ندارند. در باره كتاب سليم ، بهترين نظر را مى توان از آنِ شيخ مفيد دانست كه اصل آن را درست ولى كوچك تر از آنچه به دست آمده است ، مى داند. [١] در باره تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام هم نظريه هاى متعددى ابراز شده كه حاصل آنها ، تفصيل و تبعيض ميان احاديث آن است كه برخى به جهت عدم موافقت و ناهمخوانى با ديگر آموزه هاى شيعه ، مردود و غير قابل قبول است. [٢] بر اين اساس و در نظر نخست ، احاديث كتاب احتجاج نامعتبر مى نمايد و ارائه اى اين چنين از حصول اطمينان عقلايى بدان جلو مى گيرد و صحيح خواندن احاديث از سوى خود مؤلّف ، تأثير چندانى بر اين موضوع ندارد. اما از سوى ديگر ، طبرسى دليل حذف اسانيد احاديث را وجود اجماع ، موافقت احاديث با خرد انسانى و اشتهار آنها در كتب سيره نويسى و ديگر كتاب ها ، آن هم در هر دو حوزه شيعى و سنّى مى داند و اين مى تواند ما را به صحّت مضمونى و نه صدورى محتواى كتاب نزديك كند. اين ، از آن روست كه مسائل اعتقادى و برهانى ، از دسته مسائل غيرتعبدى هستند و نيازى به اعتبار و جعل ندارند ، و كافى است كه مطلب ادعا شده با برهان و دليل درآميزد و مخاطب را قانع سازد. اما اين مطلب را چه كسى گفته و چگونه و از چه طريقى به ما رسيده است ، اهميت زيادى ندارد. به عبارت ديگر ، در اين عرصه ، ما نمى خواهيم چيزى را مبناى عمل قرار دهيم و وجود اعتبارى و احتمالى آن را به جاى وجود حقيقى فرض كنيم و بر اساس آن نتيجه بگيريم ، ما نمى خواهيم تعيين وظيفه عملى كنيم تا نيازمند اسناد آن به معصوم و كسى كه قدرت اعتبار و تعيين دارد ، باشيم ، ما تنها مى خواهيم آموزه استدلالى مطرح شده در حديث را فرا گرفته و سپس آن را با خرد خود سنجيده و سپس در اثبات و نفى گزاره ها ، از آن كمك گيريم . در حقيقت ، معصوم ـ گوينده حديث ، خود را در اينجا از مقام يك امام و
[١] تصحيح الاعتقاد ، شيخ مفيد ، ص ١٤٩ . [٢] مسلم داورى ، اصول علم الرجال ، ص ٢٨٣ .