در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٧٧
كاظم عليه السلام ، برخى از وكيلان سودجو ، به انكار امامت امام رضا عليه السلام برخاستند ، تا چشم طمع و هوس خويش را از اموال فرستاده شده شيعه ، پر كنند [١] . اين حادثه هولناك ، توقّفى در عرضه و پالايش حديث پديد آورد ، تا اين كه رادمردى از تبار يقطينيان ، به نام يونس بن عبدالرحمن به پا خاست و از پس بيست سال سكوت و بيست سال سؤال و علم اندوزى ، به ميدان مبارزه پا گذارد. او به كوفه آمد ، ميراث حديثى شيعه را گردآورى كرد ، به مدينه برد و بر امام زمان خويش عرضه كرد. او را مى توان قهرمان بزرگ عرضه حديث ناميد. مردى كه با پايمرديش در ميدان انديشه ، توانست صافى پالاينده ذخيره گران بهاى شيعه باشد. او پس از آن كه انكار دسته بزرگى از احاديث را از سوى امام رضا عليه السلام ديد ، به طرد آنها پرداخت و نزاعى پايان ناپذير و گسترده را در همه عرصه ها با فريب كاران آغاز كرد ؛ از اثبات اصل امامت امام رضا عليه السلام [٢] و عقايد شيعى ، تا فقه و احكام عملى شيعه. او گرچه در اين راه رنج ها ديد و تهمت ها به جان خريد [٣] ، امّا توانست به شيعيان ، هشتمين چراغ هدايت و فرقان حقّ و باطل را بشناساند. كشّى در احوال يكى از غاليان به نام مغيرة بن سعيد ، مذاكره اى را گزارش مى كند كه زمينه و ضرورت عرضه اى چنين سترگ و پر رنج را تصوير مى كند. [٤] ما ترجمه قسمتى از آن را مى آوريم : محمّد بن عيسى بن عبيد مى گويد: در مجلسى بودم ، شخصى از اصحاب به يونس گفت: چرا اين قدر در حديث سخت گيرى مى كنى؟ چرا اين قدر به انكار احاديث اصحاب مى پردازى؟ چه چيز تو را به ردّ احاديث وا مى دارد؟ يونس پاسخ داد: هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام برايم حكايت كرد: هيچ حديث نسبت داده شده به ما را نپذيريد ، مگر اين كه موافق قرآن و سنّت باشد ، يا شاهدى بر آن در حديث هاى قبلى ما بيابيد؛ زيرا مغيرة بن سعيد در
[١] رجال كشى ، ج ٢ ، ص ٧٨٦ ، شماره ٩٤٦ ؛ فهرست نجاشى ، ص ٤٤٦ ، شماره ١٢٠٨. [٢] رجال كشّى ، ج ٢ ، ص ٧٨٧ ، شماره ٩٣٣ و ٩٣٤. [٣] رجال كشّى ، ج ٢ ، ص ٧٨٢ تا ٧٨٦ و ص ٨٤١ ، شماره ١٠٨٣. [٤] رجال كشّى ، ج ٢ ، ص ٤٨٩ ، شماره ٤٠١.