در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٤٤
تغييرات حاصل از آن ، چندان وسيع و متفاوت از نقل اصلى نبوده است كه حجّيت متون احاديث را نابود كند ، و همان جا گفته ايم كه افزون بر اعتبار يافتن قدر مشترك نقل ها ، بقيه قسمت هاى احاديث هم به اعتبار حجّيت خبر واحد ، معتبر مى شوند و فقط بخش هاى معارض با هم ، از حجّيت ساقط مى شوند ، امرى كه نتيجه منطقى تعارض است و منحصر به نقل معنوى احاديث نيست ؛ چه در بسيارى از موارد ، يك راوى ، بخشى از واقعه را نقل مى كند و راوى ديگر ، بخش ديگرى را و از اين رو ، گاه مى توان همه نقل ها را به هم ضميمه كرد و همه متن ها را حجّت دانست. تنها تكليف به عهده آمده از پذيرش نقل معنوى ، بسنده نكردن به يك متن و يك گزارش حديثى است ، و ضرورى ديدن كاوش از متن هاى مشابه با مضمون هاى متّحد در يك موضوع ، امرى كه آن را خانواده حديث ناميده ايم و ضرورت تشكيل آن ، از ناحيه هاى ديگر هم احساس و اثبات مى شود . در اين ميان ، مجلسى رحمه الله امكان نقل معنا را پذيرفته و به وقوع تاريخى آن معتقد است ، [١] و آن را منحصر به شيخ صدوق نمى داند و در روايات كتاب متقنى همچون كافى هم اين معنا را پذيرفته است [٢] ، اما اين پذيرش ، مانع از موشكافى هاى او در متن حديث و استناد به الفاظ و واژه هاى ريز و درشت متون حديث نگشته است ، بلكه وى را وادار به جستجو از نسخه هاى متفاوت و نقل هاى ديگر محدثان كرده است كه بخشى در صفحات پيشين گذشت و بخشى ديگر ، از يك مراجعه سطحى به روضة المتقين ، هويدا مى شود . مجلسى رحمه اللهبدون استثنا ، در هر جا كه متن مشابهى از كلينى و شيخ طوسى و يا ديگر كتب شيخ صدوق و ديگران داشته ، آن رادر شرح حديث آورده است و از مجموع متون و گزارش هاى حديثى سود جسته است ، [٣] او حتى حروف جرّ را كه انواع متعددى دارند و گاه به جاى هم به كار مى روند ، مورد استناد قرار مى دهد و بر اساس معانى آنها ، حديث را
[١] بنگريد : روضة المتقين ، ج ٨ ، ص ١٣٠ و ص ١٩٨ ، ص ٢٩٨ ، ص ٣٧٤ . [٢] روضة المتقين ، ج ٨ ، ص ٦ . [٣] تمام شرح مجلسى مشحون از اين موارد است و ما تنها به يك مورد در باره نامه نگارى و خشك كردن نوشته هاى خطى كه رسمى در قديم بوده است ، ارجاع مى دهيم ، ج ١٢ ، ص ١٣٥ و ص ١٣٦ ، ما اين چند متن را در مباحث مربوط به خانواده حديث در مقاله اى ديگر (از مفهوم تا مقصود) مى آوريم .