در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٩٩
بوَبَر الأرانب ، فوقّع: يجوز ، و روىَ عنه أيضا: أنّه لا يجوز ، فأىّ الخبرين يُعمل به؟ فأجاب: إنّما حَرّمَ فى هذه الأوبار و الجلود ، فأمّا الأوبار وحدها فكلٌّ حلالٌ؛ [١] حميرى: براى ما چنين روايت شده كه از امام هادى عليه السلام در باره نماز در پوست خزر كه با كرك خرگوش پوشيده شده است ، سؤال شد. امام نوشت: جايز است. و همچنين از او روايت شده كه جايز نيست. به كدام روايت عمل شود؟ امام پاسخ داد: در اين توقيع ، كرك و پوست تحريم شده ، و امّا كرك به تنهايى حلال است . حديث عرضه شده نخست ، در جوامع روايى نقل شده است و زمينه بحث و پرس و جو را روشن مى كند و دليل تفسير «صاحب العسكر» به امام هادى عليه السلام نيز همين گزارش است. [٢] گفتنى است حديث عرضه شده و اصل توقيع ، از نظر فقهى و موازين به دست آمده از ساير احاديث ، نيازمند تفسير هستند كه در كتاب هاى فقه بدان پرداخته شده است. ٤ . افزون بر حميرى ، محمّد بن صالح همدانى نيز عرضه حديثى داشته است. او كه از وكيلان امام زمان عليه السلام بوده [٣] ، در معرض طعنه ها و زخم زبان هاى اطرافيان خود قرار مى گيرد و در مكاتبه اى به امام از اين وضعيت شكوه مى كند. او مى گويد : كتبت إلى صاحب الزمان عليه السلام : إنّ أهل بيتى يؤذونى و يقرعونى بالحديث الّذى روىَ عن آبائك عليه السلام أنّهم قالوا: خدّامنا و قوّامنا شرار خلق اللّه ، فكتب: ويحكم! ما تقرؤون ما قال اللّه تعالى: «وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِى بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَـهِرَةً» ؟! فنحن واللّه القرى الّتى بارك اللّه فيها و أنتم القرى الظاهرة؛ [٤] به امام زمان (عج) نوشتم: خانواده ام مرا مى آزارند و با حديثى كه به پدرانت نسبت مى دهند ، مرا خوار و خفيف مى سازند. آنان نقل مى كنند كه پدرانت گفته اند: خدمتگزاران و كارگزاران ما ، بدترين مخلوقات خداوند هستند. امام در پاسخم نگاشت: واى بر شما! مگر نخوانده ايد كه خداوند متعال [ در قرآن ]
[١] الاحتجاج ، ص ٤٩٢ . [٢] وسائل الشيعة ، ج ٤ ، ص ٣٦٢ ، ح ٢ . [٣] معجم رجال الحديث ، ج ١٦ ، ص ١٨٤ ، ح ١٠٩٦٧ . [٤] غيبت طوسى ، ص ٣٤٥ ، ح ٢٩٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥١ ، ص ٣٤٣ ، ح ١.