در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٧٨
كتاب هاى پدرم دست برد و در آنها احاديثى نهاد كه پدرم نگفته بود. پس تقوا بورزيد و آنچه مخالف گفته خدا و سنّت پيامبر است ، بر ما نبنديد. چون ما سخن كه مى گوييم ، گفته خدا و پيامبر را نقل مى كنيم. يونس پس از نقل اين حديث ، چنين ادامه داد: من به عراق آمدم و در آنجا تعدادى از اصحاب امام باقر عليه السلام و عدّه فراوانى از اصحاب امام صادق عليه السلام را يافتم. از آنان حديث شنيدم و كتاب هايشان را گرفتم ، سپس آنها را بر امام رضا عليه السلام عرضه نمودم. امام بسيارى از آنها را انكار كرد و نپذيرفت كه حديث امام صادق عليه السلام باشد و برايم گفت: «ابوالخطاب بر امام صادق عليه السلام دروغ بست ، خدا لعنتش كند ، و تا به امروز نيز پيروان ابوالخطاب ، اين حديث هاى ساختگى را در كتاب هاى اصحاب امام صادق عليه السلام مى گنجانند. پس نپذيريد كه حديث مخالفِ قرآن ، از ما باشد ، چون ما هرگاه سخن بگوييم ، موافق قرآن و سنّت مى گوييم». يونس بن عبدالرحمن با شناختى كه از مسير انتقال حديث به معاصران خود مى دهد ، عرضه را به عنوان يكى از راه هاى نقّادى و پالايش حديث و مجموعه هاى حديثى باز مى شناساند. او به همراه ابن فضّال ، كتاب فرائض و ديات را بر امام رضا عليه السلام عرضه مى كنند. ١ . كتاب فرائض اين كتاب ، احكام ارث را در خود جاى داده است و به احتمال فراوان ، جزيى از كتاب جامعه ، يعنى همان دست نوشته هاى حضرت على عليه السلام از املاء حضرت رسول صلى الله عليه و آله مى باشد [١] . زرارة [٢] و محمّد بن مسلم [٣] و ابو بصير [٤] اين كتاب را ديده ، و احكام متعددى از آن نقل كرده اند. عبدالرحمن بن حجّاج نيز از آن ، حديث نقل كرده است [٥] . كلينى گزارش عرضه اين كتاب را بر امام رضا عليه السلام از زبان يونس بن عبدالرحمن و ابن
[١] الكافى ، ج ٧ ، ص ١١٢ ، ح ١ و ص ١١٩ ، ح ١ و ص ١٢٥ ، ح ٢. [٢] الكافى ، ج ٧ ، ص ٩٤ ، ح ٣ و ص ٨١ ، ح ٤. [٣] الكافى ، ج ٧ ، ص ٩٣ ، ح ١ و ص ١١٣ ، ح ٥ . [٤] الكافى ، ج ٧ ، ص ٨١ ، ح ٦ و ص ١١٩ ، ح ١ و ص ١٢٦ ، ح ٢ . [٥] الكافى ، ج ٧ ، ص ١٣٦ ، ح ١ .