در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٨٨
انگيزه تأليف
بدون ترديد ، تنها يك انگيزه نيرومند است كه مطالعه ده ها كتاب را بر نويسنده اى همچون طبرسى هموار و آسان مى سازد تا از دل ده ها كتاب حديثى ، اندك اندك و تكّه تكّه ، احاديثى را كه به گزارش مناظرات معصومين عليهم السلام پرداخته اند ، برگزيند و سپس كنار هم بچيند تا مهم ترين كتاب گفتگوى كلامى بر اساس متون دينى به ويژه حديث را سامان ببخشد. خوشبختانه مؤلّف بصير كتاب ، به روشنى انگيزه خود را در مقدمه تأليفش آورده و گفته است : ثمّ إنّ الذى دعانى إلى تأليف هذا الكتاب عدول جماعة من الأصحاب عن طريق الحجاج جدّاً ، و عن سبيل الجدال و إن كان حقّاً ، و قولهم: «إنّ النبيّ صلى الله عليه و آله و الأئمّه عليهم السلام لم يجادلوا قطّ ولا استعملوه ولا للشيعة فيه إجازة ، بل نهوهم عنه و عابوه» ، فرأيت عمل كتاب يحتوى على ذكر جُمل من محاوراتهم فى الفروع و الاُصول مع أهل الخلاف و ذوى الفضول ، قد جادلوا فيها بالحقّ من الكلام و بلغوا غايه كلّ مرام ، و أنّهم عليهم السلام إنّما نهوا عن ذلك الضعفاء و المساكين من أهل القصور عن بيان الدين ، دون المبرزّين فى الاحتجاج الغالبين لأهل للجاج ، فإنّهم كانوا مأمورين من قبلهم بمقاومة الخصوم و مداومة الكلوم ، فَعَلَت بذلك منازلهم و ارتفعت درجاتهم و انتشرت فضائلهم؛ آنچه مرا به نگارش اين كتاب برانگيخت ، كناره گيرى جدّى گروهى از همكيشان از طريقه احتجاج و مناظره ، حتى گفتگوى حق مدارانه بود و اين كه مى گفتند: «پيامبر و امامان عليهم السلام هيچ گاه مناظره نكردند و خود آن را به كار نبردند و به پيروانشان هم اجازه ندادند ، بلكه آنان از كاربرد آن منع كردند و عيب دانستند.» پس نيك ديدم كه كتابى بنگارم كه برخى از گفتگوهاى آنان را در فروع و اصول دين با مخالفان و فاضلان ياد كند. آنان در اين گفتگوها ، حق مدارانه مناظره كرده و به نهايت مقصود خويش رسيده و تنها ضعيفان و ناتوانان را كه از بيان دين قاصرند ، از مناظره بازداشته اند ، نه آنان كه در استدلال و مناظره بارز و بر اهل لجاجت غالب و چيره اند كه اينان ، به مقاومت در برابر خصم و مداومت بر گفتگو با آنان ، مأمور بودند و منزلتشان هم بدين كار بالا رفت ، درجات آنان اوج گرفت و فضيلت هايشان رواج يافت.