در پرتو حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٣٧٢
سمّاه بالديباج ، كما ذكره الشيخ الطوسى فى الفهرست». محدث ارموى پس از نقل احتمال و عبارت شيخ آقا بزرگ ، آن را نپذيرفته و براى تبيين ريشه و زمينه اين اشتباه چنين مى گويد: چون صاحب ذريعه رحمه الله ، عبارت شيخ رحمه الله را با نقل به معنا در كتاب خود درج كرده ، با اشتباه بزرگى مواجه شده است و آن ، اين كه گفته: «جمعها تلميذه» ، و حال آن كه عبارت شيخ «جمع فيه» است ، و ضمير جمع راجع به «فضل» است ، حتى اگر «جمع» را مجهول هم بخوانيم ، باز دلالت بر آن نخواهد داشت كه على بن محمّد بن قتيبه آن را جمع كرده باشد. علاوه بر اين كه اگر چنين باشد ، كتاب فضل بن شاذان و تصنيف او نخواهد بود ، تا از جمله كتب و تصانيف او به شمار آيد ، بلكه از جمله تأليفات على بن محمّد بن قتيبه خواهد بود ، اگر چه ممكن است از قبيل رجال كشّى باشد كه منتخب و مختار شيخ طوسى است ، ليكن به اعتبار أصل تأليف به رجال كشّى معروف شده است ، ولى اين امر قليل النظير است اما عديم النظير نيست. [١] احتمال اخير محدّث ارموى را مى توان پى گرفت و سخن نجاشى را در باره على بن محمّد بن قتيبة مؤيّد احتمال كم نظير محدث ارموى دانست . نجاشى در شرح حال ابن قتيبه چنين نوشته است : «له كتب ، منها : كتاب يشتمل على ذكر مجالس الفضل مع اهل البلدان»؛ او كتاب هايى دارد كه يكى از آنها كتابى دربردارنده گفتگوهاى فضل با افرادى ساكن در جاهاى گوناگون است . گفتنى است صاحب الذريعه ، خود ، در جايى ديگر ، كتاب ايضاح را كه مورد بحث ماست ، از آنِ ابن شاذان مى داند [٢] و نسخه هايى از آن را گزارش مى كند كه امضاى عالمان بر آنها بوده است. محدث ارموى، نشانى برخى از كسانى كه از الايضاح مطلبى نقل كرده و يا
[١] الايضاح ، ص ١١ ـ ١٣ . محدث ارموى در ص ٥٣ مقدمه ، احتمال ديگر را نيز مطرح ساخته و آن ، اين است كه ايضاح ، مجموعه مرتب و ساخته شده از چند رساله مستقل بوده كه عالمان رجال تنها اين رساله ها را نام برده و اينك ما آنها را به عنوان فصل هاى كتاب ايضاح مى شناسيم. قدما ، رساله هايى چند صفحه اى را نيز كتاب و تصنيف مى ناميده اند . [٢] الذريعه ، ج ٢ ، ص ٤٩٠.